كعبتين : دو قرعه كه در بازى نرد مىاندازند و آن دو شيئى كوچك مربّع شكل است از استخوان .
ليالى ظلمانى تعسّر : شبهاى تاريك سختى و دشوارى .
ماتقدّم : گذشته ، ماضى .
ماحى : محوكننده .
مبايعت : بيعت كردن .
متسّفله : فرود شونده ، پست گردنده .
مثقيل : ظاهرا تلفظى است عجمى از مثقله ، به معناى سنگفرش ، سنگ جاى .
مجاز : اجازهگرفته .
محاط : احاطه شده ، چيزى كه گرد آن را فرا گرفته باشند .
محلّى : زيور داده ، آراسته شده .
محن : محنتها ، بلاها ، آزمايشها .
مخلص : خلاصى ، رهايى .
مخلوع بودن : بيرون آوردن ، بيرون آورده شدن .
مرسوم : تنخواه ، معاش .
مستطيل : دراز و طولانى .
مصافحه : يكديگر را گرفتن در سلام دادن .
مصاهرت : وصلت كردن ، نكاح كردن .
مصنّفان : تصنيفكننده ، سازندهء آهنگ .
مطرّز نمودن : زينت دادن ، طراز كردن .
مطلّى : مذهّب ، تذهيب شده .
مطوا : دراز شدگى .
معميّات : جمع معمّا ، و آن در اصطلاح ادب ، به كلامى گفته مىشود كه به طريق رمز و ايما بر اسمى دلالت كند .
مقراض راندن : در اصطلاح صوفيه حلق كردن سر مريد يا تراشيدن موى سر او را گويند و اين نشانهء ورود او به جمع خانقاهيان است . و مجازا به معناى نواختن ، منزلت دادن و قدر دادن نيز در ادب فارسى استعمال شده است .
مقنطرات : جمع مقنطرة ، به معناى خواستهء بسيار و مكمل .
ملاعبه : در فارسى : ملاعبه ، با كسى بازى كردن .
ملاقى : ديداركننده .
ملاهى : بازيها .
ملوكيت : پادشاهى .
مناظم : جايهاى پيوستن ، جايهاى ترتيب و نظم .
مناهى : بازداشته شدهها ، افعال بازداشته شده .
منبسطانه : شادمانه 247
منطقه : كمربند .
منكوس : سرنگون ، نگونسار .
موتى : جمع ميت ، مردهها .
مهجوره : سخن پريشان و ناحق .
مهر ضوء : خورشيد روشنايى .
مهموسه : نوعى از حروف تهجى كه به صوت نرم و پست ادا شود مانند سين ، تا ، شين ، ح ، ك ، خ ، صاد ، فا ، ه . مقابل مهجوره .
ميمنت قدم : خوشقدم .
نسيا مسيّا : ساقط شدهء متروك .
نطاق : كمر ، شلوار بىپايچه .
نهمت : مراد ، حاجت و نياز .
واهب العطيّات : بخشندهء بخششها .
وصمت : عيب .
هبوب : جستن و برخاستن باد ، باد گردانگيز . هبوب رياح ، باد بادها .
هبوط : در اصطلاح نجومى مقابل شرف است و آن فرود و نشست كواكب است كه آنها را در حال هبوط ، هابط مىگويند ( - مفاتيح العلوم خوارزمى ، 130 )
هبوط نمودن : فرود آمدن .
هموم : همّ ، همتها .
يسرت : آسانى و توانگرى .
مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 377
مساهمون: نجيب مايل هروى
ص٣٧٧