تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
- تاريخ شهادت هلالى جغتائى از ميرك حسن :
فارغ از زهد و ورع ملّا هلالى را ببين * آن‌كه او را بود دايم نامهء عصيان به مشت كشته شد بر دستِ سيف اللّه در شهرِ هرى * سال تاريخش از آن رو گشت : سيف الله كشت
206 - تاريخ عمارت ارگ بلخ از شيدا بلخى : كستن قراى عادل / 208 - تاريخ بناى خانهء مولانا عبدى : بيت الاحزان فقيران / 208 - تاريخ مصاهرت خواجه پارسا به خواجه محمد حسين قاضى : عقد دو بزرگ‌زادهء شهر / 236 - تاريخ وفات محمد رحيم سلطان از نويد نيشابورى : كند دندان و رفت از دنيا / 205 - تاريخ وفات محمد يوسف از محمد امين مفتى : صبح جمعه از ماه جماد الثانى / 255 - تاريخ ولادت محمد طاهر فرزند مولانا كيبك تركستانى : از پانزدهء شهر صفر شد ظاهر / 233 - تاريخ بناى گلشن محمود شاه سلطان : عجب نبود اگر تاريخش آيد " رشك گلشنها " / 236 - تاريخ جلوس عبيد اللّه خان ازبك بر تخت شاهى : معين الدين عبيد اللّه بن محمود شيبانى / 236 - تاريخ منقّش ساختن حجرهء مير مفتى : قصر منقش نيكو / 259 - تاريخ منقش كردن حجرهء خواجه ملّا : قصر شيرين / 259 - تاريخ وفات عبد الغفور لارى از خواجه عبد اللّه بيانى : يك‌شنبهء پنجم ز شعبان / 256 - تاريخ وفات قل محمد ميرزا : وفات قل محمد ميرزا / 244 - تاريخ وفات حافظ احمد : خوش‌آوازان / 254 - تاريخ وفات سيد ميرزا كسبى : فخر آل نبى / 249

ب ) معمّاها

- معما به نام امام :
مراست قاعده در پيش يار گريه و سوز * رَوَم به قاعده با وى عمل كنم امروز
/ 204 - معما به نام اياز :
آن سهى قد به اين ستم‌ديده * يار از پار باز گرديده
/ 233 - معمّا به اسم سيف :
تا دور شده است عارضِ گل * بى خود شده دل شكسته بلبل
/ 232 - معمّا به اسم جوانمرد على سلطان :
آن شوخ كه هست منزلم خاكِ درش * غافل نتوان بود دمى از نظرش بينم سوى مهر و ماه گر از پىِ هم * درهم شده يابند به‌طورِ دگرش
/ 240