قبول او را نزديك زياده از آن بود كه از غريبان « 1 » و موضع بيگانه آمد و ليكن اين قبول به حد قبول اول نباشد .
و اما رد آن باشد كه آن كوكب كه اتصال به وى است محترق باشد تا راجع كه به سبب جمع « 2 » ضعف حال خويش اين متصل را رد كند ، پس اگر اين متصل در موضع حظى باشد از حظوظ « 3 » خويش يا « 4 » در وتدى باشد از اوتاد ، اين رد او را چندان زيانكار نبود ، و اين را رد محمود خوانند ، و اگر در موضع حظ خويش نباشد و از اوتاد زايل و ساقط باشد اين رد « 5 » زيانكار بود ، اين را فاسد خوانند ، و اما اتصالى كه نه مقبول باشد و نه مردود اتصالى باشد [ كه ] بى اين عوارضى كه ياد كرده شد .
و ببايد دانست كه هر كوكب كه در موضع حظى باشد از حظوظ « 6 » خويش ، اگرچه [ به ] هيچ كوكب * كه در موضع حظى باشد * « 7 » به وى نمىپيوندد ، او را گويند كه در موضع خويش مقبول است و اگر در موضعى كه هست هيچ حظ و نصيب ندارد گويند كه كوكب غريب « 8 » است در موضع خويش ، و جمله متقدمان اتفاق كردهاند كه هر اتصالى كه مقبول نباشد اگرچه تثليث و تسديس كواكب سعد باشد ، در آن اتصال چيزى و فايده و سعادتى نباشد و باز اگر مقبول باشد ، اگرچه تربيع و مقابله كواكب نحس بود در آن تربيع و مقابله هيچ آفت و زيان نباشد كه نحس مقبول از شر و فساد باز ايستد ، همچنان اگرچه بدكردار و زيانكار كسى باشد چون از ميان دوستان و خويشان او كسى نزديك او آيد آن كس را هيچ زيان نرساند .
و از عوارض اتصالات حالتى است كه آن را فتح الباب خوانند و استاد كامل فاضل ابو ريحان از متقدمان نقل مىكند كه فتح الباب آن بود كه دو كوكب به يكديگر پيوندند كه خانههاى ايشان برابر يكديگر بود ، چنان كه
هامش
( 1 ) . متون . عزشان .
( 2 ) . د . جمع ندارد .
( 3 ) . متون . خطوط و خط در همه جا .
( 4 ) . در ح . نخست تا بعد اصلاح به يا .
( 5 ) . اين روز زيانكار .
( 6 ) . متون . خطوط و خط در همه جا .
( 7 ) . فاصله دو ستاره در م نيست .
( 8 ) . متون عرب .