گويند طالع خانهء تن و جان و زندگانى و اين احوال است و همچنين هر خانهئى « 1 » را بر اين احوال كه بر آن دلالت دارد باز خوانند .
و اما خانه دوم دليل است بر ترتيب يافتن مولود و قوت گرفتن و مدد پذيرفتن از شير شايسته و غذاى موافق و دليل مال است و معاش و اسباب كسب و ياران و حرفت و صناعت « 2 » فرزندان و حساب دوستان و تا « 3 » رسيدن غايبان و كارها كه مستقبل بود ، و اين خانه را بيت المال و « 4 » المعاش گويند « 5 »
اما خانهء سوم « 6 » دليل است بر چيزها « 7 » كه موافق و ملايم مولود بود و بر برادران و خواهران و زنان شيردهنده و سفرهاى نزديك و تحويل از موضعى به موضعى ، و بر خوابها و دانستن چيزهاى دينى و اسرار و اخبار و سفر درياى آب « 8 » و عبادتخانه « 9 » ها و زنان آزاد و مائدههاى طعام .
اما خانه چهارم دليل است بر اصل و حسب و پدران و جدان و مشايخ اهل بيت سواى « 10 » مادر و ضياع و املاك و عقار و مواضع قرار و منازل آبها و عواقب كارها و احوالى كه پس از مرگ بود و بركات مردمان و چيزها ( ى ) كهنه و قديم و چيزهاى پوشيده و پنهان كرده و دفاين و گنجها و موضعى « 11 » كه دزدى كرده باشند ، و موضع تعليم كودكان و حصنها و حبس كردن و بستن و معزولى و هلاك و قطع كردن و شكافتن و داغ كردن .
اما خانهء پنجم دليل است بر گردش احوال [ و ] فرزندان و دوستان و رسولان ، و كسوتها و شادى و فرح و نشاط و كسب كردن از تنگدستى و هديهها و رشوتها ، و غله و ضياع و املاك و مسلط گشتن بر مال گذشتگان و ذخيرهها كه از پدران ماند و ميهمان و طعام و شراب .
اما خانهء ششم دليل است بر آفتها و عيبها و بيماريها و غلامان و كنيزكان و ستوران و گمشده و گريخته و ضايع شده و كارهاى زنان و
هامش
( 1 ) . م هر خانه را .
( 2 ) . م . صنعت .
( 3 ) . ح و د . و ما .
( 4 ) . م . و ندارد .
( 5 ) . متون . گويد .
( 6 ) . م . سيم .
( 7 ) . م . چيزهاى .
( 8 ) . م . سفر دريا و آب .
( 9 ) . د و م . سوى .
( 10 ) . د و م . سوى .
( 11 ) . د . مراضعى .