سعادتى عظيم دهد و در حالت احتراق در غايت ضعف بود « 1 » و نحوست ، و چنانستى كه در ميان احتراق قوتى « 2 » عظيم پديد مىآيد و سعادتى عظيم مىدهد ، پس ديگر بار ضعيف حال شود .
فصل
و چنان كه تأثيرات « 3 » كواكب به نسبت با قرب و بعد آفتاب مختلف مىشود حال قوت و ضعف « 4 » و سعادت و نحوست كواكب نيز به اختلاف بروج « 5 » و درجات بروج اختصاص و مناسبتى « 6 » است كه چون آن كواكب در آن درجات « 7 » باشد . قوى حال باشد . يعنى افعال و تأثرات آن قوى و ظاهرتر بود و چون در مقابلهء آن باشد ضعيف حال بود و اين مناسبت و اختصاص را حظ و نصيب « 8 » بر تفاوت و مراتب است ، بروج درجات را بدين سبب به اضافت با كواكب نامها است چون خانه و شرف و مثلثه و حدود « 9 » .
اما خانههاى كواكب : اسد خانه آفتاب است و سرطان خانه ماه و جدى و دلو دو « 10 » خانه زحل ، و قوس و حوت [ و ] دو « 11 » خانه مشترى و عقرب و حمل دو خانه مريخ و ميزان و ثور دو خانه زهره و سنبله و جوزا دو خانه عطارد ، و كوكب در خانه خويش همچنان باشد كه مردم در خانه و حصن « 12 » خويش و در موضع امن « 13 » و فارغدلى و صحت و سلامت خويش ، و هر برج كه مقابلهء « 14 » خانه كوكبى باشد و آن را و بال آن كوكب خوانند و كوكب در آنجا ضعيف حال بود بر مثال آن كه مردم در غربتى افتد و از خانه و موضع امن و فارغدلى خويش دور ماند . و ضابطى در ياد
هامش
( 1 ) . متون . برد .
( 2 ) . م . قوى .
( 3 ) . متون . تأثرات .
( 4 ) . متون . ضعيف .
( 5 ) . م . بووج .
( 6 ) . متون . مناسبى .
( 7 ) . م . آن بروج يا در آن درجات .
( 8 ) . در ح . باشد خط خوردهاى بين نصيب و بر وجود دارد .
( 9 ) . م . حدود حد .
( 10 ) . متون . و .
( 11 ) . م . در .
( 12 ) . متون . حص .
( 13 ) . متون . امس .
( 14 ) . م . مقابل .