حمل و ثور خشكاند جوزاتر « 1 » و سرطان تر هم بر اين « 2 » ترتيب تا آخر بروج و همچنين چون از برج اول آغاز و بر اين ترتيب بشمرند يك برج منقلب باشد و ديگر ثابت و سوم ذوجسدين « 3 » و هم بر اين « 4 » ترتيب تا آخر ، و همچنين يك برج آتشى و ديگر خاكى و ديگر هوائى . چهارم آبى .
حمل آتشى بود و ثور خاكى و جوزا هوائى و سرطان آبى هم بر اين « 5 » ترتيب تا آخر .
فصل
زحل و مشترى و مريخ را كواكب علوى خوانند بدان سبب كه افلاك ايشان بر بالاى فلك آفتاب است ، و زهره و عطارد و ماه را كواكب سفلى خوانند كه افلاك ايشان در زير فلك آفتاب است ، و آفتاب و ماه را نيرين خوانند ، و زحل و مشترى را علوى و زهره و عطارد را سفلى « 6 » . كواكب علوى و آفتاب جمله مذكراند و زحل از ميان ايشان مانند خصى « 7 » است و زهره و ماه مؤنثاند و عطارد با ذكور مذكر و با اناث مؤنث و بدين سبب مانند خنثى است « 8 » و حال ذكورت و انانث كواكب به اعتقاد نسبت به آفتاب بگردد . هر كوكبى كه مشرق باشد مذكر بود و هر كدام كه مغرب بود مؤنث ، و مشرق كوكبى « 9 » را گويند كه پيش از آفتاب طلوع كند به شرط آن كه بعد ميان او و آفتاب زياده از شصت درجه نباشد تا بامداد او را در جهت مشرق توان ديد ، مغرب آن را گويند كه پس از آفتاب فرو شود « 10 » و بعد ميان آفتاب و آن زيادت از شصت درجه نباشد تا پس از فروشدن آفتاب آن را در جهت مغرب توان ديد « 11 » .
و در تشريق و تغريب « 12 » كوكب وجهى ديگر است و آخر اين فصل بيان كرده شود با نظم اين سخن نگردد و نيز به اعتبار سمتها ( ى ) افق بگردد « 13 » .
هامش
( 1 ) . م . تر ندارد .
( 2 ) . متون . سمرين .
( 3 ) . م . ذوجدين .
( 4 ) . متون . بنميرين .
( 5 ) . متون . بنميرين .
( 6 ) . متون . سفلين .
( 7 ) . متون حصى . آيا خنثى ؟
( 8 ) . د . است ندارد .
( 9 ) . ح و د . كوكب .
( 10 ) . متون . فروشدن .
( 11 ) . ح . تواند ، م . ديد ندارد .
( 12 ) . متون . شريف و تقريب .
( 13 ) . متون . سلت ما افق بكرد و .