نايستد و نادانى باشد كه كس بر نادانى او واقف نشود « 1 » . سفرها ( ى ) « 2 » دور و سخت كند و در غربت بسيار بود . مال و ثروت دارد اما بدان بخيل باشد هم بر خويشتن و هم بر ديگران ، و دلالت دارد بر كارهاى سخت دشوار و بر محنت رنج و تحير در كارها و عزلت و تنهايى طلبيدن ، و مردمان ناقص و دون را استبعاد « 3 » كردن و به قهر و ظلم ، و دلالت دارد بر چيزهاى كهنه و ديرينه و به كار داشتن عثر « 4 » و خيانت و حيلهگرى ، و بر گريستن و دلتنگى و يتيمى و نوحهكردن و بيماريها و بلاها و بيچارگى و بيماريها كه در مواضع پوشيده باشد و نقرس و درد مفاصل و مرگ .
دلالت دارد [ و ] بر خداوندان صناع و كارفرمايان و پادشاهان و اهل نسك و عبادت در همه اديان و ملل و بر مردمان سفله و دون و مردمانى كه در رنج و سختى باشند و بر بندگان سختىكش و بر خصيان « 5 » و كرانستگان و دزدان و مردگان و مردهكشان و جادوان و شياطين و « 6 » غولان و كسان خسيس كه مردمان ايشان را نكوهند « 7 » و بد گويند و دلالت دارد بر ملت جهودى و بر جامه سياه كردن و بر بناها و كشاورزى و عمارت كردن زمينها و بخش كردن آبها و بر دباغت و بر نفقات و تقرير كردن « 8 » چيزها و ميراث و گوركندن و فروختن چيزها كه از آهن تباه كرده باشند ، و از حرفتها « 9 » بر حرفتهائى كه در آن اسرب يا استخوان يا موى يا پشم به كار دارند و بر علمائى كه شرّ و فتنه ادا كند « 10 » و از اعمال سلطان بر هرچه « 11 » به شرّ و قهر و غضب و بندكردن و رنجانيدن تعلق دارد و الله اعلم .
مشترى گرم و تر و نرم به اعتدال است و گرمى از ترى بيشتر دارد .
مذكر و نهارى است ، سعد اكبر است . دلالت دارد به روز پنجشنبه و اقليم
هامش
( 1 ) . د . كس واقف بر نادانى او .
( 2 ) . ى فقط در م .
( 3 ) . ح . از استعاد .
( 4 ) . م . و د . عشر ، ح . عثر .
( 5 ) . م . خصمان .
( 6 ) . م . شياطين دلالت دارد و بر غولان .
( 7 ) . متون بكوهند .
( 8 ) . تفريز .
( 9 ) . م . حرقتها .
( 10 ) . م . كنند .
( 11 ) . ح . هر حبه .