ميشچشم تنها در نسخه م . املا درست است و در نسخه اصلى و دانشگاه ما ميشچشم آمده است در برابر يا ميشچشم و با توجه به التفهيم تصحيح شد .
مورچه به معنى جوهر شمشير و خنجر و كارد .
مهتاق در فارسى به ندرت به كار رفته و به معنى درازبالا و احمق است .
نزله نوعى بيمارى و آن التهاب حاد يا مزمن نسج مخاطى است . در التفهيم ( ص 329 ) هم آمده است .
نزم به معنى مه معروف است ، نيز در مازندرانى : نزم
النغم در رديف اعضاى درونى بدن آمده اما به دنبال آن طعمهاى شور و رنگهائى كه به سياهى زند . آيا بغم ( بقم ) است ؟
يخچه مقصود شبنمى است كه در اثر سرما يخ بزند و در ديگر متون احكام هم آمده است .
مجمع الاحكام ( فارسى ) — صفحة 160
مساهمون: شرف الدين محمد بن مسعود مسعودى بخارى
ص١٦٠