سلعه هم تصحيح كرد كه آژخ ( زگيل ) باشد .
صلع در رديف بيمارىها آمده و ريختن موى جلو سر است .
صلع العذار كسى كه موى جلو سرش ريخته است - صلع
طرسوس - ترسوك
عذره پليدى غايط است .
عثر در رديف خيانت و حيله آمده و به معنى لغزش است .
الفرد القرد ؟ در ترتيب توالى بروج .
قبادخره قبادخره بخشى بوده است از فارس به مركز ارجان . در هيچ يك از نسخهها صحيح نوشته نشده و تصحيح قياسى است . نسخه م بسيار نزديك است به شكل اصلى : قبا و خره .
كران ستكان در رديف اشخاصى آمده است كه نقصى دارند . ابو ريحان در اين مورد « اندام بيرون خزيدن » آورده است ( التفهيم ص 329 ) قابل تصحيح به كران جستگان اما در متن دست برده نشد .
كرويا در شمار بقولات آمده است . بايد همان كراويا ( زيره سياه ) باشد .
كشوث گياهى است و افتيمون و افسنتين شناخته شده است .
كلفه لكههاى صورت ، لكههاى آفتاب و ماه
گرنج در متن كرمخ ، كرمح و امثال آن آمده است و چنان كه اشاره شد ( ص 329 ) ابو ريحان گرنج داده است نيز در ص 20 نسخه اصلى برمخ و در نسخه د . كرنخ بدون نقطه و م .
با نقطه . به گرنج ( برنج ) تصحيح شد .
ميتين در هيچ يك از نسخهها درست نيست . ميتين ميلهاى است ( مته ) كه با آن چوب يا سنگ را سوراخ مىكنند .
مجمع الاحكام ( فارسى ) — صفحة 159
مساهمون: شرف الدين محمد بن مسعود مسعودى بخارى
ص١٥٩