ديگر ( ى ) « 1 » هابط ، و اگر هر دو صاعد باشند يا هر دو هابط باشند دليل جستن بادها ( ى ) « 2 » سخت باشد .
چون زهره و ماه در دلو باشند دليل باران بود * و اگر در حمل و ثور باشند دليل اندكى باران بود « 3 » * .
مقابله آفتاب و ماه در وقت تحويل دليل باران بود . مقارنه ماه و زهره يا ماه و عطارد يا اتصال به يكى از ايشان از برج قوس يا عقرب يا ثور يا جدى يا سنبله دليل باران بود در جملگى سال .
در وقت تحويل آفتاب به حمل چون زهره مشرق بود دليل بود بر آن كه اول زمستان سرد و خشك بود و آخر او نمناك ، و اگر در وقت تحويل آفتاب به جدى و دلو و زهره راجع بود در آن فصل باران اندك بود . و در جمله تشريق زهره دليل اندكى باران است و تعزيب « 4 » او دليل بسيارى .
رجعت عطارد از باران بازدارد « 5 » ، و متقدمان سهمى بيرون آوردهاند و آن آن است :
هر وقت كه خواهند بعد ميان آفتاب و زحل بگيرند و از موضع ماه بيندازند « 6 » آنجا كه برسد موضع سهم باشد . پس نگاه كنند اگر در خانه زحل افتاده باشد در آن روز سرما عظيم بود اگر فصل سرما بود ، اگر در خانه مشترى افتاده بود با شهادت مشترى در آن روز بادهاى سخت جهد و اگر در خانه مريخ افتاده بود با شهادت « 7 » او در آن روز گرما ( ى ) عظيم و سموم بود اگر در فصل آن بود . اگر در خانه آفتاب افتاده باشد با شهادت او گرما و تغير هوا بود و اگر در خانه زهره افتاده باشد با شهادت او در آن روز باران آيد و اگر در خانه عطارد افتاده باشد با شهادت او بارانها « 8 » و افزونى آبها بود .
هامش
( 1 ) . در م . نيست .
( 2 ) . در ح نيست .
( 3 ) . م . فاصله دو ستاره در م نيست .
( 4 ) . متون . بقويت .
( 5 ) . در متون داد .
( 6 ) . م . بتيدارند .
( 7 ) . در م . و د . و بجاى او .
( 8 ) . م . بارانهاى .