يكديگر پرهيزند و در كارها « 1 » تهتك « 2 » و تهور كنند ، و نكاح بسيار كنند .
بيماريها بسيار بود . سباع زيانكار برى و بحرى فراوان گردد . نم و باران بسيار بود درخت بسيار كارند و به جامههاى سپيد پوشيدن رغبت كنند حرب و خون ريزش بسيار افتد و باد دبور بسيار جهد . در بيشتر شهرها فراخ سالى باشد مگر در شهرها « 3 » كه به ثور و ميزان و عقرب منسوب باشند .
و ريع « 4 » غلهها در همه شهرها اندك بود .
و در كتب ديگران ديدهام كه اين طالع دليل بود بر قوت كردن بادها و ابرها ( ى ) مختلف ، و ترى هوا و گشاده گشتن چشمههاى آب ، و بسيارى طعام و صلاح حال مردمان و اندكى شر و فساد و سفر بسيار در طلب معاش و كسب و تجارت و روائى كارها و افتادن اراجيف و خبرهاى بيمناك و خايف شدن مردمان از دشمنان « 5 » و خروج كردن دشمنان اما بى آن كه آفتى توانند رسانيد و احوال به سلامت گذرد و بيماريها ( ى ) قولنجى « 6 » بسيار بود و الله اعلم .
اما احكام كواكبى كه بدين طالع مستولى باشند يا سالخدائى * در طالع سال ايشان را بود يا بىاستيلا بر طالع سالخدائى « 7 » * ايشان را بود به حكم قوت حال ايشان در صورت طالع سال يا طوالع « 8 » فصول .
بباد دانست كه هر يك از اين كواكب را دلالتى است به انفراد در ذات خويش و دلالتى است به اعتبار آن برج كه اندر وى باشند و اندر اين مجموع اول دلالت ايشان به انفراد و اعتبار ذات ايشان ياد كرده مىشود پس به اعتبار و اختلاف بروج و ابتدا از زحل « 9 » كردم « 10 » و به ترتيب افلاك دلالت هر هفت كوكب بيان كرده آيد .
هامش
( 1 ) . ح . بهتك .
( 2 ) . م . عقبك .
( 3 ) . م . شهرهائى .
( 4 ) . متون . ربع .
( 5 ) . م . نخست مردمان سپس اصلاح به دشمنان .
( 6 ) . ح . قولبحى .
( 7 ) . د . بين دو ستاره را ندارد .
( 8 ) . ح و د . طولع .
( 9 ) . ح و د . رحل .
( 10 ) . م . و د . كردهام .