طاعات و خيرات چون حج و غزا ، و بر مفسدان خروج كنند ، و احتساب « 1 » و امر معروف بسيار كنند و داد و عدل در ميان خلق كرده بود « 2 » . بيماريهاى « 3 » فواقى و نقرس و درد پيوند و درد چشم و علتهاى مختلف بسيار بود .
جدى
احمد عبد الجليل ميگويد : در ( ا ) ين سال پادشاه عراق را از دشمنان خوفى بود و در دارالملك او اراصف و اهوال افتد و در حوالى آن ولايت خونهاى بسيار ريخته شود ، و مردمان را به زنان زيادت رغبت پديد آيد و به شهوات ميل كنند و به صيد كردن و طيش كردن و دروغ گفتن و ظلم و مكر كردن گرايند « 4 » . راهها بسيار زنند « 5 » ، و بيماريها فراوان افتد از جنس طاعون و دماميل ، و آبها زيادت گردد و بارانها بسيار آيد ، و به لباسها ( ى ) سياه رغبت كنند « 6 » ، و ميوهها و نباتها و كشتها به زيان آيد و تباه شود ، و حال سال در سلاح و فساد ميانه بود .
در « 7 » كتب ديگر ديدهام كه اين « 8 » دليل بود بر ترى و سردى هوا و گشتن ابرها و بادهاى درشت و روائى طعام و نيكوئى حال كسب و معاش و ستد و داد « 9 » و كشت و زراعت و بدخوئى و درشتى مردمان و منازعتها و خصومتها و رنج و سختى و قوت حال ملوك و سلاطين و بيماريها كه از سردى و ترى تولد كند .
دلو
احمد عبد الجليل « 10 » گويد : در ( ا ) ين سال پادشاهان را ( به ) بنا كردن شهرها [ ى ] « 11 » و كوشك و عمارت كردن جايها رغبت بود و در ولايت روم
هامش
( 1 ) . م . اجتناب .
( 2 ) . م . كرده آيد .
( 3 ) . د . بيماريها .
( 4 ) . م . و د . گردانند .
( 5 ) . د . ربتد .
( 6 ) . د . كنند ندارد .
( 7 ) . م . و در .
( 8 ) . م . اين طالع دليل .
( 9 ) . م . دادوستد .
( 10 ) . م . احمد عبد گويد .
( 11 ) . تنها در ح . و د .