مسعود و نيكوحال بود ، احوال عامه مردمان نيكو بود ، خصوصا حال رسولان و پيكان و صاحب خيران « 15 » و حال آبها و نشو و نما و حيوانات آبى خوب و با منفعت بسيار بود .
و اگر ماه قوىحال بود و چون از اجتماع يا استقبال بازگردد ( و ) « 16 » به كوكب سعدى پيوندد اما آن سعد ضعيفحال بود ، و از اوتاد ساقط ، حال و سال و نيك آمد مردمان ميانه « 17 » بود و از سعادت قوىتر به سعادت ضعيفتر « 18 » باز آيد ، اما از بيماريها در امان باشند ، و اگر ماه ضعيفحال بود و در موضع خويش قريب و به كوكب نحسى پيوندد و آن نحس در وتدى باشد از اوتاد « 19 » و قوىحال ، دليل كند بر تباهى حال سال و حال عامه مردمان و نيكى معيشت و بسيارى بيماريها ( و ) « 20 » پديد آمدن و با « 21 » در شهرها .
اگر آن نحس خداوند هشتم از طالع بود و ماه را در خانه هشتم شهادتى باشد ، مرگ بسيار در ميان مردمان افتد ، اگر آن نحس زحل بود بيشتر از بيماريهاى مزمن « 22 » هلاك شوند . ( و هلاك « 23 » ) دبيران و مشايخ بيش از جوانان بود ، و اگر آن نحس مريخ بود بيشتر از بيماريها دموى « 24 » هلاك شوند و از كشتن ، و اگر مريخ مستولى بود و در وتدى از اوتاد ميان پادشاهان حرب و قتل افتد و فتنه و اضطراب در « 25 » ميان مردمان پديد آيد و اين احوال بيشتر در آن شهرها ظاهر شود كه برجهاى آن كوكب در آنجا باشند يا ( به ) مثلثات آن برجها منسوب باشند .
هامش
( 15 ) . صاحب خبران و بىربط نيست .
( 16 ) . تنها در م . و د .
( 17 ) . ح . ميان نوشته و به ميانه اصلاح كرده است .
( 18 ) . ح . و د . صعيفتى و آن نتيجه بدنويسى حرف را است كه بالا آمده است .
( 19 ) . م . پس از و اوتاد را دوباره نوشته و خط زده است .
( 20 ) . تنها در م . و د .
( 21 ) . ح و د . و يا .
( 22 ) . م . ى مزمن ندارد .
( 23 ) . در متون نيست .
( 24 ) . ح . و د . و موى .
( 25 ) . در م . واژه در بالاى سطر .