هرگاه [ وقت ] كه آفتاب در « 1 » برجها ( ى ) منقلب تحويل كند بنگرند اگر در آن وقت خداوند شرفى « 2 » در شرف خويش بود يا به شرف خويش ناظر بود دليل بود بر ترقى احوال مردمان و افزون شدن قدر و جاه و يافتن خيرات و سعادات ، خاصه آن صنف و آن طبقه را كه آن كوكب بر ايشان دلالت دارد . حال مال « 3 » عامه مردمان و كسب و تجارت و سوداگرى « 4 » ايشان از بيت المال اين طوالع بگيرند و از خداوند او از سهم سعادت و خداوند او اگر اين دلايل نيكوحال باشند و الا دليل فساد اين احوال . چون در خانه سفر از صورت آن طوالع كوكبى با دو كوكب باشند و در آن خانه حظى « 5 » و نصيبى دارند « 6 » در آن سال يا در آن فصل مردمان سفرهاى بسيار كنند .
احمد عبد الجليل ميگويد در طالع اجتماع يا « 7 » استقبال كه پيش از تحويل سال يا پيش از تحويل فصول سال بود نگاه كنيم و حال مستولى بر آن طالع در سعادت و نحوست و قوت و ضعف [ و ] حال جزو اجتماع يا استقبال و مستولى بر آن و حال سعادت و نحوست و قوت و ضعف ماه در آن وقت و حال كوكب كه ماه چون از اجتماع يا استقبال بازگردد و به وى پيوندد بدانيم اگر آن كوكب جمله يا بيشتر مسعود و قوىحال باشد و ماه مسعود بود و به كوكب سعدى پيوندد كه آن كوكب قوىحال « 8 » بود و در حظى از حظوظ « 9 » خويش بود حال آن سال و آن فصل نيكو بود و عامه مردمان با نظام ، و نرخها ارزان بود و غلهها و ميوهها بسيار آيد و كسب « 10 » دشت را هيچ آفت نرسد و ميان مردمان الفت و صدقات بود و شهرها و راهها ايمن بود و شر و فتنه در ميان خلق كم باشد .
اگر « 11 » مستولى بر آن جزو يا بر آن طالع زحل بود « 12 » و زحل نيكوحال
هامش
( 1 ) . ح . واژه در بالاى سطر به خط متن .
( 2 ) . د . سرقى .
( 3 ) . م . حال سال عامه .
( 4 ) . ح و د . سود كرد ، م . و سود كرد .
( 5 ) . م . خطى .
( 6 ) . م . ياد در آن .
( 7 ) . ح و د . با .
( 8 ) . م . و در بالاى سطر .
( 9 ) . م خطى از خطوط .
( 10 ) . م . كسب رشت . قابل اصلاح به كشت دشت .
( 11 ) . م . و اگر .
( 12 ) . م . بود ندارد .