حضور من « 1 » بر دشمنان من جزع كنى و بر كسى كه به « 2 » سخط و غضب « 3 » من گرفتار شده باشد بگريى « 4 » ؟ من اين ساعت عزيزان ترا بر تو گريان كنم « 5 » . پس غلام را گفت شمشير بيار « 6 » . عبد الرحمن « 7 » گفت : خداوند را « 8 » يك كلمه از من « 9 » استماع فرمايد « 10 » و آنگاه به « 11 » هرچه فرمان دهد « 12 » تسليم گردم « 13 » . بر « 14 » رأى عالى « 15 » مقرر « 16 » باشد كه من در آنوقت كه خرد بودم مرا « 17 » با عبد اللّه زبير مصادقت بود « 18 » و در بزرگى به خدمت « 19 » او پيوستم و او در حق من احسان و اجمال « 20 » بسيار « 21 » فرمود « 22 » و مرا در دولت او آسايشها « 23 » روى نمود « 24 » ، و وفاى عهد عيار « 25 » گوهر « 26 » مردان است « 27 » ، اگر من با چندان « 28 » انعام و احسان او كه به راستاى من است « 29 » حق نعمت « 30 » نگزارم و او را ياد نكنم « 31 » امير را بر « 32 » من چه اميد ماند « 33 » و بر من كه اعتماد كند « 34 » ؟
بيت :
هامش
( 1 ) - مپ 2 : ما
( 2 ) - متن و بنياد : بر
( 3 ) - بنياد - و غضب
( 4 ) - مپ 2 - و بر كسى . . . كه بگريى
( 5 ) - مپ 2 : بگريانم ، مج : گردانم
( 6 ) - متن و مج + آنگاه
( 7 ) - مج و بنياد : عبد الرحيم ، بنياد + چون اين بديد
( 8 ) - مج و بنياد - را
( 9 ) - مج - از من
( 10 ) - بنياد : نمايد
( 11 ) - بنياد - به
( 12 ) - بنياد - فرمايد
( 13 ) - مپ 2 + گفت ، مج :
كردهام ، بنياد : شوم
( 14 ) - مپ 2 و بنياد - بر
( 15 ) - + را
( 16 ) - بنياد : روشن
( 17 ) - مج - مرا
( 18 ) - مج : داشتم
( 19 ) - مپ 2 - خدمت
( 20 ) - بنياد - و اجمال
( 21 ) - بنياد : فراوان
( 22 ) - بنياد : فرموده
( 23 ) - بنياد : انواع عطيات
( 24 ) - مج : داده
( 25 ) - متن : معيار
( 26 ) - بنياد - عيار گوهر
( 27 ) - بنياد + كه
( 28 ) - مپ و مج : چندين
( 29 ) - متن و مپ 2 و بنياد : بر من باشد ، متن و مپ 2 و بنياد + من
( 30 ) - مپ 2 - نعمت ، متن و بنياد + او
( 31 ) - متن و مج و بنياد : و وفاى عهد نگاه ندارم
( 32 ) - مج : به
( 33 ) - متن و مپ 2 و بنياد : بماند
( 34 ) - مج - و بر من كه اعتماد كند