يك ماهه « 1 » مزد شبانى « 2 » به من داد « 3 » و مرا « 4 » گفت « 5 » : اگر اينجا مى « 6 » باشى هر ماهى « 7 » همين قدر به تو مىرسانم « 8 » . پس « 9 » من او را شكر گفتم « 10 » و از نزديك « 11 » او برفتم ، و خداى عزوجل « 12 » درهاى « 13 » دولت « 14 » بر من بگشاد و اقبال بر من اقبال « 15 » كرد « 16 » و بدين درجه رسيدم ، و امروز اينجا نزول كردم و از آن حالت « 17 » مرا ياد آمد و اين باغبان را سياست فرمودم « 18 » . راوى مىگويد كه « 19 » من گفتم « 20 » كه سزاى او بهتر ازين « 21 » بود « 22 » و اين مردك را عقوبتها « 23 » مىبايست بيش از اين « 24 » كه بخيل و دونهمت بوده است و چرا بايد كه از « 25 » براى « 26 » قدرى نان و دوغ كسى را برنجاند « 27 » و اين دولت كه آفريدگار عالم « 28 » پادشه را ارزانى داشته است برهان « 29 » قدرت و رحمت « 30 » آفريدگارست و « 31 » خداوند سبحانه و تعالى
هامش
( 1 ) - مپ 2 : يك ماه
( 2 ) - مپ 2 : آن
( 3 ) - بنياد - پس يك ماهه مزد شبانى به من داد + بعد از آن
( 4 ) - مج و بنياد - مرا
( 5 ) - بنياد + كه
( 6 ) - بنياد - مى
( 7 ) - مج : ماه
( 8 ) - بنياد : آنچه خرج تست بدهم
( 9 ) - مپ 2 - و مرا گفت . . . مىرسانم پس
( 10 ) - متن :
كردم ، بنياد : شكر او گفتم
( 11 ) - مپ 2 : نزد
( 12 ) - بنياد : حق تعالى
( 13 ) - مپ 2 : در
( 14 ) - مج : رحمت
( 15 ) - مج : نظر
( 16 ) - مپ 2 - و اقبال . . . كرد
( 17 ) - مپ 2 : حال
( 18 ) - مپ 2 :
كردم
( 19 ) - مپ 2 - راوى مىگويد كه
( 20 ) - مج - كه من گفتم
( 21 ) - مج : از اين بتر ، بنياد : بيش ازين
( 22 ) - متن و مج و بنياد : بوده است
( 23 ) - متن و مج : به عقوبتها
( 24 ) - متن : كشتن ، مج : كشت ، مپ 2 - عقوبتها مىبايست بيش از اين
( 25 ) - مپ 2 - از
( 26 ) - مپ 2 : بهر
( 27 ) - مپ 2 :
برنجانند
( 28 ) - مج : سبحانه و تعالى ، بنياد + تعالى
( 29 ) - بنياد + و
( 30 ) - بنياد : نعمت
( 31 ) - بنياد - است و