او را پاس مىداشت ، و بامدادان « 1 » شير برفت . پس « 2 » آن جماعت چون آن كرامات « 3 » بديدند در پاى وى « 4 » افتادند و گفتند « 5 » : حجاج ما را سوگند به طلاق « 6 » داده است كه هر كجا كه « 7 » ترا ببينيم به نزديك او « 8 » ببريم ، و ما از تو اين كرامات ديديم ، اكنون طريق « 9 » چه « 10 » باشد تا زنان ما « 11 » بطلاق نشوند ؟ سعيد گفت : مرا به نزديك « 12 » او « 13 » بريد « 14 » كه از قضاى خداى عزوجل « 15 » نتوان گريخت . چون او را در « 16 » پيش حجاج آوردند « 17 » و حكايات « 18 » كرامات « 3 » او بازگفتند ، حجاج بدان التفات نكرد و او را در پيش خود بداشت « 19 » و ازو سؤالها مىكرد « 20 » ، و هيچ بهانه نمىيافت ، و سعيد همه را از روى « 21 » علم « 22 » جواب مىداد « 23 » . پس سعيد را گفت : اختيار كن تا ترا چگونه كشم . گفت : تو « 24 » اختيار « 25 » كن ، كه هر آينه قصاص من بر « 26 » تو خواهد بود . گفت : خواهى كه ترا عفو كنم ؟ سعيد « 27 »
هامش
( 1 ) - مج : بامداد شد
( 2 ) - مپ 2 : چون برفت آن شير
( 3 ) - مج :
كرامت ، مپ 2 + را
( 4 ) - مپ 2 : او
( 5 ) - مج + كه
( 6 ) - بنياد :
به سوگند طلاق
( 7 ) - مپ 2 - كه
( 8 ) - مپ 2 - به نزديك او
( 9 ) - متن و مج و بنياد + ما
( 10 ) - بنياد : اير
( 11 ) - مج - ما
( 12 ) - مپ 2 : نزد
( 13 ) - مج - به نزديك او
( 14 ) - مج : ببريد
( 15 ) - بنياد - عزوجل ، مج - خداى عزوجل
( 16 ) - مپ 2 - در
( 17 ) - مپ 2 : بردند
( 18 ) - مج و مپ 2 : حكايت
( 19 ) - مج : بايستانيد ، مپ 2 - و او را در پيش خود بداشت
( 20 ) - مج + و حجتها و برهانها مىآورد تا مگر او را بدان بهانه هلاك كند
( 21 ) - متن و مج - روى
( 22 ) - مج : عالم ، بنياد + كامل
( 23 ) - مپ 2 - و سعيد جبير همه را از روى علم جواب مىداد
( 24 ) - متن و مپ 2 و مج - تو
( 25 ) - متن و مپ 2 و مج + تو
( 26 ) - مج : پيش
( 27 ) - مج - سعيد