مانى ، و نهچندان خورى كه فضيحت شوى و اين بيت پارسيان درين معنى « 1 » گفتهاند و « 2 » موافق است .
بيت
تا هشيارم در طربم « 3 » نقصان است * چوم مست شوم بر خردم تاوانست
حاليست ميان مستى و هشيارى * من بندهء آن كه زندگانى آنست « 4 »
چون نعمان ايشان « 5 » را وصيت بكرد و دنيا را وداع كرد و به عالم بقا خراميد ، از « 6 » پسران او سعيد كه مردى كريم بود به جاى او بنشست و بساط كرم بسط كرد .
و جمعى آمادهخوار « 7 » شكمپرست كه « 8 » پروانهء آتش طمع و مگس شهد حرص « 9 » باشند گرد او درآمدند و تملق و تبسط آغاز كردند « 10 » . سعيد گفت « 11 » : باش « 12 » تا وصيت پدر بجاى آورم ، و اين دوستان را بيازمايم تا معلوم شود كه از ايشان محل اعتماد كيست . پس گوسفندى « 13 » بسمل كرد و در گوشهء خانهء خود بنهاد و چيزى بر روى « 14 » آن بپوشيد ، و « 15 » يكى از ياران خود را كه با او دم اخلاص زدى بخواند و در مقام خلوت بنشاند « 16 » و گفت : دوست آن است كه با دوست
هامش
( 1 ) - مپ 2 و مج - درين معنى
( 2 ) - مج - گفتهاند و ، مپ 2 و مج + درين معنى
( 3 ) - مج : طريق
( 4 ) - متن : من بنده بر آن دمم كه مستى آنست ، نسخهء مج اين بيت را ندارد
( 5 ) - متن - ايشان ، مج : مر فرزندان
( 6 ) - متن - از
( 7 ) - متن و مپ 2 و مج : خار
( 8 ) - مپ 2 : چون ، مج - كه
( 9 ) - متن : خرمن ، مپ 2 - حرص
( 10 ) - مپ 2 - و تملق و تبسط آغاز كردند
( 11 ) - بنياد اى ياران
( 12 ) - مپ 2 و بنياد : باشيد
( 13 ) - مپ 2 و مج + را
( 14 ) - مپ 2 - روى
( 15 ) - مپ 2 و مج و بنياد : پس
( 16 ) - مپ 2 - و در مقام خلوت بنشاند