او سعد از جملهء شجاعان نامدار « 1 » و دليران كارزار « 2 » آمد « 3 » و در آن « 4 » قرن هيچ مرد « 5 » قرين او نيامدى و هيچ شجاع تاب حملهء او نداشتى ، و سعيد در افشاء « 6 » محامد و ادّخار « 7 » مكارم به پدر خود اقتدا كرده بود ، و در بزرگى « 8 » و شرف مىكوشيد . و ساعد مردى شرابخوار عشرتدوست بود و پيوسته مجالست او « 9 » با حريفان ظريف بودى ، و جز با ياران « 10 » پياله و نواله نياميختى « 11 » .
چون نعمان اختلاف طبايع پسران خود بديد سعد را بخواند و گفت : جان پدر « 12 » مردى شجاع و دلير و جانبازى ، و لكن شجاعت و قوت بازو اعتماد را نشايد ، كه شمشير اگرچه برّان باشد « 13 » آخر رخنه شود ، و اسب اگرچه دونده باشد روزى به سردرآيد ، و هرگاه كه در ميدان « 14 » حرب و « 15 » وغا « 16 » افتادى و ديدى كه آتش قتال افروخته شد « 17 » و درياى حرب به « 18 » جوش آمد و جان مردان در بر « 19 » طپان شد ، زنهار كه بسيار در آنجا درنگ نكنى كه گريختن عارى نبود . وقتى كه طالب تو « 20 » جوانى « 21 » باشد « 22 » كه بر تو غالب بود نبايد
هامش
( 1 ) - مپ 2 : و نامداران + به سر آمد ، مج : روزگار
( 2 ) - مپ 2 + بر سر ، مج : نامدار + و مردان كارزار
( 3 ) - مج - بر سر آمد
( 4 ) - متن : اين
( 5 ) - مج : كس
( 6 ) - مج : اقتدا
( 7 ) - مج : اقتدار
( 8 ) - متن و مپ 2 : زيركى
( 9 ) - متن - او ، مپ 2 - مجالست او
( 10 ) - مپ 2 - ظريف بودى و جز با ياران
( 11 ) - مپ 2 : بودى
( 12 ) - مپ و مج + تو
( 13 ) - مپ 2 و مج + به
( 14 ) - مج : ميان
( 15 ) - متن و مپ 2 : حرمه ، مج - حرب
( 16 ) - مپ 2 : و غزا
( 17 ) - مپ 2 :
برافروخت ، مج : برافروخته شد
( 18 ) - مج : در
( 19 ) - مج : به بريدن
( 20 ) - متن و مج - تو
( 21 ) - متن و مج : حونى
( 22 ) - مج : باشى ، مپ 2 - وقتى كه طالب تو جوانى باشد