شد و شمشير در دمگاه « 1 » گلخن بگردانيد و من محترز مىبودم . چون كسى را نديد عورتى را ديدم كه كشته بود « 2 » و در آن دمگاه بينداخت و برفت . و من از هيبت آن واقعه « 3 » بر خود بلرزيدم و گفتم : سبحان اللّه اين چه طالع است و اين « 4 » چه « 5 » وقايع متواتر كه « 6 » در يك شب چند « 7 » نوع برهم افتاد « 8 » . ! برخاستم تا از آنجا « 9 » بگريزم . در آن تاريكى شعاع خلخال آن زن را ديدم ، برفتم و « 10 » آن خلخال از پاى او بازكردم و از آنجا به حمام رفتم و وضو ساختم و به مسجد درآمدم و صبر كردم ، چندانكه تا « 11 » نماز بگزاردند « 12 » ، آفريدگار را شكر كردم كه مرا از چنان مضايق به سلامت برون آورد . پس به خانهء دوستى رفتم و در بكوفتم . آن دوست برون آمد و مرا بديد و بشاشت نمود « 13 » و مرا در خانه آورد ، و چون ركوه و عصا بنهادم ناگاه « 14 » نظر او بر آن خلخال « 15 » افتاد .
پرسيد كه : اين از كجا آوردهاى ؟ صورت حال « 16 » از اول تا به آخر با او بازگفتم . چون مرد حديث كشته شدن آن زن بشنيد بيقرار شد و به تعجيل در خانه رفت و باز برون آمد و گفت : آن مرد « 17 » كه كشندهء آن زن بوده است اگر بينى باز « 18 » شناسى ؟ گفتم : به صورت او را بازنشناسم « 19 » اما به آواز
هامش
( 1 ) - مج : شمشير را درون
( 2 ) - مج : عورتى كشته بياورد
( 3 ) - مپ 2 - آن واقعه
( 4 ) - مج : آن
( 5 ) - مج - چه
( 6 ) - متن :
بود ، مج - متواتر كه
( 7 ) - متن و مج : به چه
( 8 ) - متن و مج : مىافتد
( 9 ) - مپ 2 - از آنجا
( 10 ) - مپ 2 - برفتم و
( 11 ) - مپ 2 - صبر كردم چندانكه تا
( 12 ) - مپ 2 : بگزاردم
( 13 ) - مپ 2 - و بشاشت نمود
( 14 ) - مپ 2 و مج - ناگاه
( 15 ) - مج : خلخالها
( 16 ) - متن - حال ، مج : واقعه
( 17 ) - مپ 2 و مج + را
( 18 ) - مپ 2 و مج - باز
( 19 ) - مپ :
به صورت نه ، مج : صورت او را نشناسم