شدند « 1 » بعد از رنج بسيار آفريدگار روزبه را به ما رسانيد و از آن فرزند ديگر خبر نداريم ، و چون اينجا آمديم چنين گفتند كه پادشاه او را حبس كرده است ، اگر گناهى كرده است « 2 » او را به ما بخشد و « 3 » بر ضعيفى ما غريبان ببخشايد « 4 » .
چون بهروز قصهء ايشان بخواند آب از ديده بباريد « 5 » و ايشان را بخواند و پيش ايشان از تخت فرود آمد و سر و پاى مادر و پدر ببوسيد « 6 » و گفت : اينك من آن « 7 » بهروز شماام و آنكه در زندان است برادر من است ، و در حال مرد فرستاد « 8 » و روزبه را از حبس « 9 » برون آورد ، و مادر در حرم فرستاد و به غايت خرم و خوشدل شدند « 10 » ، و اين همه نتيجهء تأنى و آهستگى بود « 11 » . اگر جوهرى در غرقه كردن فرزندان تعجيل نكردى چندان رنج فراق و محنت اشتياق « 12 » نكشيدى ، و اگر بهروز به مجرد قول اصحاب اغراض « 13 » روزبه را بكشتى و در هلاك او معاجلت نمودى « 14 » پشيمانى و ندامت پس از آن سود نداشتى . پس يكى از شتابكارى در رنج و بيقرارى افتاد « 15 » ، و ديگرى از تأنى و خويشتندارى بر مراد خويش فيروز گشت « 16 » تا عاقلان را تحقيق اين پند مقرر گردد « 17 » .
هامش
( 1 ) - مپ 2 : و از قضا هردو در آب غرق شدند
( 2 ) - مپ 2 : دارد ، مج - كرده است
( 3 ) - مپ 2 : كرده است آن را
( 4 ) - مج + از عدل پادشاه دور نمىنمايد
( 5 ) - مپ 2 : روان كرد ، مج : فروباريد
( 6 ) - مپ 2 - و پيش ايشان . . . ببوسيد
( 7 ) - مج - آن ، مپ 2 - آن
( 8 ) - مپ 2 : پس بفرستاد
( 9 ) - مپ 2 - از حبس
( 10 ) - متن و مج - و به غايت خرم و خوشدل شدند ، متن و مج + و بدين عجايب اتفاق روزگار در خود مىگذرانيد
( 11 ) - مج + چه
( 12 ) - مپ 2 - اشتياق
( 13 ) - مپ 2 : غرض
( 14 ) - مپ 2 - و در هلاك او معاجلت نمودى
( 15 ) - متن - افتاد
( 16 ) - مپ 2 - پس يكى از . . . فيروز گشت
( 17 ) - مپ 2 : تا عاقلان را محقق گردد چنان كه درين بيت گفتهاند