بازگرفته بود تا به استعدادى كه نتيجهء استبداد بود مغرور گشت و در موقف مقابله « 1 » بايستاد . هنوز پرتو آفتاب جلال سايهء يزدان بر آن كافر نعمت نيفتاده بود كه از بريق « 2 » تيغ بندگان دولت چون سايه بر خاك افتاد ، و هنوز شيران بيشهء نصرت و حشم منصور چون گرگان گرسنه حمله نكرده بودند كه آن كافرنعمت را كه به بوزنهبازى خود را « 3 » خواب « 4 » خرگوش مىداد در گور خوابانيدند « 5 » . سر دولتشاه از دولت شاهنشهى « 6 » گوى چوگان فنا شد .
بيت
هر دل كه خلاف شه در آن مىگردد * چون دولتشه بىسر و جان مىگردد « 7 »
بىسر تن او ، بهگاه « 8 » چون « 9 » مىسازد « 10 » ! * بىتن سر او ، گرد جهان مىگردد
و اين فتح نامدار كه غرهء فتوح روزگارست مرين « 11 » شهريار كامگار و سايهء رحمت آفريدگار را « 12 » ، يمن « 13 » رأى مشكلگشاى جهانآراى دشمن فرساى خداوند خواجهء جهان و دستور صاحبقران ، نظام الملك قوام الدولة
هامش
( 1 ) - متن : مقابل مقابل ، مپ 2 : مقابل
( 2 ) - متن و مپ 2 : پرتو
( 3 ) - مپ 2 - گرگان گرسنه . . . خود را
( 4 ) - متن - گرگان گرسنه . . .
خود را خواب
( 5 ) - مج : گورخانه خوابانيدند
( 6 ) - مپ 2 و مج : شاه
( 7 ) - مج :هر دل كه درو خلاف شه بر آن مىگردد * چون دولتش بىسر و جان مىگردد( 8 ) - مپ 2 و مج : نگاه
( 9 ) - متن : جان ، مپ 2 : بر حول ، مج - چون ، تصحيح قياسى است
( 10 ) - مج + برگ
( 11 ) - مپ 2 : برين
( 12 ) - متن - را
( 13 ) - در چهار نسخه به يمن ضبط شده است و تصحيح قياسى است