بيت
چون مىدانى « 1 » كه هرچه كارى دروى * آخر به همه حال نكوكارى به
حكايت « 2 » ( 8 ) در تاريخ يمينى مسطور است كه چون طغرل طاغى كه از بندگان مسعود بود در نوبت سلطان « 3 » عبد الرشيد بر ملك مستولى شد ، ضعف سلطان و قوت خويش او را باعث و محرض آمد بر آنكه ملك را فرو گيرد و عبد الرشيد به اضطرار نه به اختيار « 4 » به قلعه رفت و طغرل بر تخت سلطنت بنشست و بفرمود تا امير عبد الرشيد را در زير ديوار گرفتند ، و ملك محمود را ضبط كرد و خزاين را تلف كردن گرفت و وزارت خود را « 5 » به ابو سهل زوزنى داد ، و هرچند ابو سهل در آن عهد « 6 » از كفات بود و مردى دانا و هنرمند « 7 » و لكن حب « 8 » مال و جاه « 9 » نظر او را از ديد « 10 » وخامت عاقبت آن شغل حائل شد تا قضاى آسمانى نفاذ يابد « 11 » . و خواجه حسين « 12 » بن محمد مروزى « 13 » از اعيان و كفات حضرت بود و لكن « 14 » متقلد هيچ شغل نبود « 15 » و هر روز در سلك نديمان خود را منخرط گردانيدى « 16 » و نظاره مىكرد تا از زير پردهء غيب چه پديد آيد
هامش
( 1 ) - مپ 2 : چو دانى
( 2 ) - متن - حكايت
( 3 ) - مپ 2 : سلطنت
( 4 ) - مپ 2 : و اختيار
( 5 ) - مپ 2 - خود را
( 6 ) - مپ 2 - در آن عهد
( 7 ) - مپ 2 - و مردى دانا و هنرمند
( 8 ) - مج - حب
( 9 ) - مپ 2 و مج :
جاه و مال
( 10 ) - متن : ديده ، مپ 2 - ديد
( 11 ) - مپ 2 و مج : يافت
( 12 ) - مج : حسن
( 13 ) - مج : مرزن
( 14 ) - مج + متكلف و
( 15 ) - متن و مج : نشد
( 16 ) - متن : سخط كردى : مپ 2 - و هر روز در . . .
گردانيدى