خواست و حق تعالى اجابت كرد « 1 » و روز ديگر انجور « 2 » و قتلغ شرابدار جماعتى تركان با خود يار كردند و ناگاه احمد عبد اللّه را بكشتند و آتش دولت او منطفى شد . روز ديگر « 3 » اهل نشابور جمله « 4 » به وثاق شيخ عثمان رفتند و هركس به وى تقرب نمودند « 5 » و شيخ از پيش اين غوغا بگريخت « 6 » و خانهء او را غارت « 7 » كردند و خاك « 8 » آن به تبرك برداشتند « 9 » و آن جمله كه به احمد رسيد نتيجهء خبث اعتقاد او بود و ظلم و بيداد كه كرد « 10 » ، و به جهل عوام خانهء شيخ عثمان خراب شد و باقى عمر در « 11 » خانهء زالى بماند و آن صومعهء خود را آبادان نتوانست كرد .
بيت
مثل زدند كه صد ساله « 12 » جور و ظلم ملك * به از دو روزه شر عام و فتنهء غوغاست « 13 »
حكايت ( 2 ) آوردهاند كه « 14 » ابو الفضل نشابورى مردى بود از اماثل نشابور ، و « 15 » دبير « 16 » پيشه و محاسب و نيكو قلم بود . و چون كارش در شهر
هامش
( 1 ) - مپ 2 : و اجابت شد
( 2 ) - مج : را مجور
( 3 ) - مپ 2 : و
( 4 ) - مپ 2 - جمله
( 5 ) - مپ 2 - و هركس به وى تقرب نمودند ، متن و مج و بنياد + و خاك در و ديوار او به تبرك بردند ، مپ 2 + و ديوار او به تبرك بردند .
حذف اين قسمت از متن قياسى است
( 6 ) - متن + و شيخ برفت
( 7 ) - مج : خراب
( 8 ) - مج + و چوب
( 9 ) - مپ 2 - و شيخ از پيش اين غوغا . . . به تبرك برداشتند ، بنياد - و خانهء او را . . . به تبرك برداشتند
( 10 ) - متن : و ظلم كه مىكرد ، مج - و ظلم . . . كه كرد
( 11 ) - متن و بنياد + آن
( 12 ) - مپ 2 و مج : سال
( 13 ) - مپ 2 - و به جهل عوام خانه . . . الخ
( 14 ) - مج - آوردهاند كه
( 15 ) - مپ 2 - از اماثل نشابور و
( 16 ) - متن و مپ 2 و بنياد : وزير .