تربيت خود مخصوص گردانيم « 1 » ، و « 2 » پدران خود را در آن « 3 » خلاف كنيم ، لاجرم « 4 » به عاقبت ما را ندامت آمد « 5 » . پس او را انعامى وافر فرمود و « 6 » خوشدل « 7 » بازگردانيد و بعد از آن هرگز « 8 » امير المؤمنين ، على هشام را بدان چشم ننگريست « 9 » و بىحرمت گشت و آن « 10 » به سبب « 11 » دنائت همت بود « 12 » .
نظم :
مردم به بال همت پرد بر اوج جاه * وز بذل و از مروت يابد همه خطر
مرد خسيس دايم در جهل تن زند * مرد بلندهمت حاصل كند هنر « 13 »
و السلام .
حكايت « 14 » ( 3 ) و در مقامات شيخ بايزيد بسطامى رحمه اللّه آورده است كه يكى از مريدان به خدمت او آمد و گفت كه « 15 » : پسرى دارم و از جملهء مريدان حضرت « 16 » شماست و بهجهت او با « 17 » اقرباى خود مصاهرتى كردهام و
هامش
( 1 ) - مپ 2 - و ما مىخواستيم كه بىهمتى . . . مخصوص گردانيم
( 2 ) - مپ 2 + لاجرم چون ما
( 3 ) - مپ 2 - در آن
( 4 ) - مپ 2 - لاجرم
( 5 ) - مپ 2 : آيد ، بنياد : آورد
( 6 ) - مپ 2 - انعامى وافر فرمود و
( 7 ) - بنياد : خرم
( 8 ) - مپ 2 - هرگز ، مج + بيش
( 9 ) - مج + و ساقط
( 10 ) - مج - آن
( 11 ) - مج : سبب + سقوط منزلت از
( 12 ) - مج + تا عاقلان را معلوم شود
( 13 ) - متن و مپ 2 و مج - دو بيت اخير
( 14 ) - اين حكايت در نسخهء مج ضبط نشده است
( 15 ) - مپ 2 و بنياد - كه
( 16 ) - بنياد - حضرت
( 17 ) - متن و مج : از