آن « 1 » جهانگيرى كه ياد « 2 » حملهء او را به رزم * آتشافروز دل و جان سوز اعدا « 3 » كردهاند
كلك او آن مار زرد « 4 » آمد كه موران سياه * گاه جنبش از دهانش آشكارا كردهاند « 5 »
تيغ او اينست كز وى زخم چون آتش جهد « 6 » * آتش اندر آب « 7 » بس تركيب زيبا كردهاند
آن « 8 » دو بحر پنج شاخ « 9 » او به گاه بذل وجود * حاصل دريا و كان را جمله يغما كردهاند
مطلع خورشيد دولت بارگاهش باد از انك « 10 » * شرفهء « 11 » او « 12 » برتر از اوج « 13 » ثريا كردهاند
هامش
( 1 ) - مپ 2 : از
( 2 ) - مپ 2 : بوقت
( 3 ) - مپ 2 : و جان آشكارا ، اين بيت در نسخهء متن نيامده
( 4 ) - مج : دزد
( 5 ) - مپ 2 : گاه حدش اژدها رشك آشكارا ، مج : گاه حدش اژدهايش آن نگارا
( 6 ) - متن و مپ 2 : دهد
( 7 ) - مپ 2 و متن : دهند از آب
( 8 ) - متن : از
( 9 ) - مپ 2 : از بروبحر و بيخ و شال
( 10 ) - مج - از انك
( 11 ) - متن و مپ 2 : پسر
( 12 ) - متن و مپ 2 + را
( 13 ) - مپ 2 + چرخ