رود اميد دارم « 1 » كه سبب امان و خلاص « 2 » او « 3 » گردد . امير المؤمنين گفت :
ببايد گفت « 4 » . ابراهيم گفت « 5 » : بيش ترا « 6 » معلوم است كه محمد امين را در عدت و هيبت « 7 » و حشم و خدم هيچ نقصانى نبود [ و ] با آن همه استعداد او را مكان مقاومت امير المؤمنين نبود ، مرا « 8 » به مظاهرت جماعتى « 9 » اين تمنى در ضمير متمكن نبودى « 10 » و به « 11 » جلال و « 12 » قدر « 13 » آفريدگار كه غرض من از قبول اين منصب جز « 14 » متابعت تو نبود و مقصود كلى آن كه خلافت به امير المؤمنين رسد و اين شرف در « 15 » خاندان بماند ، زيرا كه من از فضل « 16 » به « 17 » هر نوع حركات « 18 » مشاهده مىكردم و دليل مىگرفت بر آن كه او قاصد « 19 » اين حضرت است « 20 » و با دشمنان اين دولت موافق . پس « 21 » خود را در ميان كار انداختم تا آن انديشهء او « 22 » فتورى گيرد « 23 » مگر رايت « 24 » امير المؤمنين برين ديار « 25 » خافق شود و « 26 » شغل به امير المؤمنين سپارم و « 27 » عمر « 28 » در خدمت او به سر آرم . چون ابراهيم اين سخن بگفت روى مأمون برافروخت و اثر رضا ظاهر شد تا « 29 » خادم را بطلبيد و گفت آن كاغذ « 30 » كه در مرو ترا « 31 » دادم در وقتى « 32 » كه به طرف بغداد نهضت « 33 » مىفرمودم « 34 » بيار « 35 » . خادم
هامش
( 1 ) بنياد + كه گوش فرمايند كه پندارم
( 2 ) متن : اخلاص
( 3 ) مپ 2 - او ، مج و بنياد : من
( 4 ) مپ 2 : بگو
( 5 ) متن - گفت ، مپ 2 : گفت ابراهيم
( 6 ) مج : رأى انور را
( 7 ) مج : رهبت
( 8 ) بنياد : من
( 9 ) بنياد + از ابطال چكنم ،
متن + چكنم ، بنياد + از ابطال چكنم
( 10 ) متن و بنياد - اين تمنى در ضمير متمكن نبودى ، مپ 2 - مرا به مطاهرت . . . نبودى
( 11 ) مج + عزت خدا و به عظم و
( 12 ) مج - و
( 13 ) مپ 2 : قدرت
( 14 ) مج + به
( 15 ) مج + اين
( 16 ) مج + سهل
( 17 ) مج - به
( 18 ) متن و مپ 2 : حكايت
( 19 ) مپ 2 - مىشنيدم
متن : قصد
( 20 ) متن : دارد
( 21 ) متن و مپ 2 - پس
( 22 ) مپ 2 - او ، مج . ايشان
( 23 ) متن و مپ 2 ، گردد
( 24 ) مج + اعلى
( 25 ) متن : ازين كار ، بنياد : ازين ديار
( 26 ) مج : تا
( 27 ) بنياد + ما بقى
( 28 ) متن : عهد
( 29 ) مپ 2 تا ، مج : ناقد
( 30 ) مپ 2 - آن كاغذ
( 31 ) مج : به تو
( 32 ) مپ 2 - در وقتى
( 33 ) مپ 2 - نهضت
( 34 ) مپ 2 : مىرفتم
( 35 ) مپ 2 : بياور