كرد به توفيق الله عز و جل « 1 » .
حكايت ( 1 ) [ سخن فرزند عبد الله طاهر كه زوال ملك خود را به سبب شراب خوارى در شب و خفتن روز مىدانست . ]
يكى از فرزندان عبد الله طاهر را « 2 » پرسيدند كه سبب چه بود كه ملك از خاندان شما برفت ؟ گفت : [ ال ] ششرب بالعشيّات « 3 » و النّوم بالغدوات « 4 » و تفويض الامر الى غير الكفاة . گفت : شبها شراب خورديم « 5 » و به روز « 6 » خفتمانى « 7 » از اول « 8 » ، و كارها به نااهلان بازگذاشتمانى « 9 » و به نفس خود در امور ملك نظر نكرديم « 10 » . لاجرم دولت ما روى به زوال نهاد .
حكايت ( 2 ) [ سخن يكى از ملوك هياطله به فرزند ؛ كه ياعز ملك بايد جست و ترك استراحت گفت و يا بالعكس . ]
آوردهاند كه يكى از ملوك هياطله ايالت جاجرم « 11 » و بدخشان و ضبط آنچه ممكن گردد « 12 » از نواحى باورد « 13 » و غير آن به فرزند خود حوالت كرده بود . چون از حال « 14 » فرزند استطلاع « 15 » كرد ، به نزديك او نامه نوشت و در آنجا « 16 » ياد « 17 » كرد كه به سمع ما رسيد « 18 » كه آن فرزند گاه گاه زره مىكند « 19 » و نيز اتفاق مىافتد كه دو شب به يك منوال « 20 » مىخسبد با آن كه هنوز بسيار شهرهاست كه ضبط نكرده است . بدان « 21 » اى فرزند كه بندگان خداى بر دو قسماند يا پادشاهانند كه حظّ ايشان « 22 » عزّ ملك است يا رعيتاند كه حظ ايشان « 23 » استراحت است . و اين هر دو سعادت در حّظ « 24 » يك تن جمع نشود « 25 » ، يا عّز ملك بايد جست و ترك « 26 » استراحت بگفت « 27 » يا استراحت اختيار بايد كرد و از عّز « 28 » ملك اعراض بايد نمود . حق « 29 » اين
هامش
( 1 ) مپ 2 : بالله التوفيق ، مج : بتوفيق ايزدى شملت عنايته
( 2 ) متن - را
( 3 ) متن و مپ 2 : بالعشاء
( 4 ) مج : نومة الغدوات
( 5 ) مج : خوردمى
( 6 ) مج : و بامدال و اول روز
( 7 ) مپ 2 : خفتيم ، مج : بخفتمى
( 8 ) مج - از اول
( 9 ) مج : باز گذاشتمى
( 10 ) مج : نكردمى
( 11 ) متن و مپ 2 : جرم
( 12 ) مپ 2 - و ضبط آنچه ممكن گردد
( 13 ) مج : بيورد
( 14 ) مج + آن
( 15 ) متن و مپ 2 : استماع
( 16 ) مپ 2 - در آنجا
( 17 ) مپ 2 : ذكر
( 18 ) مج : چنان رسانيدند
( 19 ) مج : ز در بيرون مىآيد
( 20 ) مج : كه شب در يك منزل مىخسيد
( 21 ) مج + سبب
( 22 ) متن : كه خطاب
( 23 ) مج + امن و
( 24 ) مج - حظ
( 25 ) مج + پس
( 26 ) مج : به ترك
( 27 ) مج : گفت
( 28 ) متن : عزم
( 29 ) متن و مپ 2 : معنى