مىكند دولت دنيا « 1 » ملازم آستان او مىشود و سعادت آخرت او را « 2 » به ميامن وصول خود بشارت مىدهد . و از راه معنى حصول فراغت زهّاد و عبّاد درين عهد « 3 » به واسطهء معدلت « 4 » شامل و مرحمت كامل و حسن اعتقاد و يمن اعتضاد خداوند خواجهء جهان و دستور صاحب قران و آصف سليمان امكان « 5 » و وزير سلطان نشان ، نظام الملك ، قوام الدولة و الدين ، ملك ملوك الوزرا ، قدوة صدور العالم ، قبلهء كفاة بنى آدم ، ابو المفاخر ، محمد بن ابى سعد الجنيدى كلّل اللّه مفرق جلاله با كليل عنايته آراسته « 5 » است . صاحب قرانى كه « 6 » درين قرن هر كه در مقارّ خويش « 7 » قرار داد جز ثنا و دعاى او كار ندارد و « 8 » هر كه از سر نهادن بر « 9 » درگاه او عار دارد دست « 10 » حوادث زمان از « 11 » او دمار برآرد « 12 » .
بيت « 13 »
آن صاحبى كه مهر فلك بهر بذل او * زر و گهر ز سينهء معدن برآورد
عادل نظام ملك محمد كه ده زبان « 14 » * مهر از پى بقاش چو « 15 » سوسن برآورد
بدخواه را كه نايرهء كون او فروخت * دور سپهر دود زور وزن برآورد « 16 »
چون دشمنش بگريد گويى مگر فلك * از زعفران رويش روين برآورد « 17 »
هامش
( 1 ) مج : دنياوى
( 2 ) متن و مپ 2 - او را
( 3 ) متن و مپ 2 + جز
( 4 ) مج : عدل
( 5 ) مج : مكان
( 6 ) متن و مپ 2 - با كليل عناتيه آراسته
( 7 ) متن و مپ 2 + هركه
( 8 ) متن و مپ 2 : درين عرصه مقام عفت
مج + سرفراز
( 9 ) مج + خاك
( 10 ) متن و مپ 2 - دست
( 11 ) مج + نهاد
( 12 ) مج + چنان كه گفته مىآيد
( 13 ) مج : نظم
( 14 ) متن و مپ 2 : در زمان
( 15 ) مج : مهر از پى سپاس ز
( 16 ) مج اين بيت را نياورده است .
( 17 ) مج : چون دوستش بسور سرور و طرب نشست - بر خود عدو شيوه شيون برآورد