مراعات كردن / 533 - مهربانى كردن ، پاس داشتن
مسامحت كردن / 364 - 598 - موافقت كردن
مسامحت كردن / 378 - 652 - سستى كردن ، كوتاهى كردن ، اهمال كردن
مستزيد كردن / 195 - گلايهمند شدن
مصاهرت كردن / 202 - به دامادى برگزيدن
مطالبه كردن / 551 - بازجويى كردن
معذور كردن ( خود را - ) / 704 - عذر و بهانه باقى نگذاشتن
مظلمت كردن / 79 - شكايت كردن
معارضه كردن / 272 - مقابله كردن دو حريف با يكديگر ، ستيزه كردن
مقاسات كردن / 209 - تحمل سختى كردن
ملازمت كردن / 213 - مقيم شدن
ملازم كردن / 273 - ملزم كردن ، متعهد كردن
مواسا كردن / 90 - يارى كردن
موقوف كردن / 40 - بر پا نگه داشتن
موقوف كردن / 684 - توقيف كردن ، محبوس كردن
نامزد كردن / 624 - همراه كردن
ناهار كردن / 287 - چيز مختصرى خوردن - غذاى مختصرى در وسط روز خوردن
نثار كردن / 193 - پيشكش بردن ، هديه دادن
نكال كردن / 450 - عقوبت كردن
كشتن / 246 - خاموش كردن
كشيدن ( پاى در دامن فراغت - ) / 457 - جمع كردن
كشيدن ( جامه ) / 486 - بدر آوردن
كشيدن ( در عقابين ) / 200 - گناهكار را به چوب عقابين بستن
باز كشيدن ( خوان - ) / 9 - 82 - پهن كردن
بركشيدن / 684 - ترقى دادن
به خويش كشيدن / 147 - در بر گرفتن
خط كشيدن ( بر كسى ) / 702 - بر كنار كردن كسى را
در خود كشيدن ( جامه ) - به خود پيچيدن عبا و چادر
دراز كشيدن / 121 - طول دادن
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 841
مساهمون: سديد الدين محمد عوفى
ص٨٤١