تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 844

مساهمون:

ص٨٤٤
مأذون گردانيدن / 699 - مجاز كردن محروم گردانيدن ( از لباس حيات - ) / 684 - كنايه از كشتن است مستأصل گردانيدن - از بيخ و بن بركندن مسلوك گردانيدن / 253 - طى كردن ، رفتن محصر گردانيدن به تشديد صاد / 323 - محاصره كردن گزاردن ( مال ) / 11 - 12 - پرداختن قصاص گزاردن / 218 - تلافى كردن گشادن برگشادن / 70 - فرو ريختن گشتن / 493 - 576 - شدن آهنين گشتن ( زمين ) / 151 - 451 - كنايه از يخ بستن است به رسوايى گشتن / 66 - رسوا و بدنام شدن است در گشتن ( كار - ) / 500 - دگرگون شدن ، خراب شدن در گشتن ( جام - ) / 613 - گردان شدن رويين گشتن ( هوا ) / 451 - كنايه از ابرى شدن آسمان است فراخ گشتن ( دست ) 580 - بىنياز شدن متفكر گشتن / 225 - بيمناك شدن گشتن / 228 - گذر كردن گشتن / 383 - مراجعت كردن گشتن ( با كسى در ميدان حرب ) / 324 - 325 - جنگ كردن مصروف گشتن ( به كسى ) / 271 - واگذار شدن به كسى گرفتن گرفتن ( بر كنار ) 147 - در آغوش گرفتن گرفتن ( در كنار ) 622 - در آغوش گرفتن احرام گرفتن / 434 - ، قصد و نيت كردن ، آهنگ كردن ارتفاع گرفتن / 455 - به دست آوردن ارتفاع ستارگان از افق تا سمت الرأس استيناس گرفتن / 20 - آرام گرفتن بالا گرفتن / 256 - اوج گرفتن برگرفتن ( حساب ) - محاسبه كردن