قرار گرفته « 1 » و در زاويهء قناعت مسكن ساخته ، از تناول منهيّات « 2 » محتمى و از ارتكاب شهوات محترز . وقتى كار بر وى تنگ شد و ابواب روزى برو « 3 » بسته گشت و سه « 4 » شبانروز هيچ « 5 » قوتى نيافت . روزى بر لب جويى « 6 » نشسته بود ، در روى « 7 » آب « 8 » سيبى ديد كه مىآيد ، و سوز « 9 » گرسنگى او را بر آن داشت كه آن سيب « 10 » را تناول كند . چنان كه ذوق آن به حلق او رسيد آوازى شنيد كه دعوى حلالخوارگى « 11 » مىكنى « 12 » ، و ترا درين سيب « 13 » چه حق بود كه بخوردى ! مرد چون اين آواز « 14 » بشنيد ، گريه بر وى « 15 » افتاد و در اضطراب آمد و « 16 » چون زنان دست بر سر زنان « 17 » روى بر بالاى آب « 18 » نهاد تا به باغى رسيد كه آب از آن باغ بيرون « 19 » مىآمد . مردى را ديد كه در آن باغ مىگشت « 20 » . حال با وى تقرير كرد و از بهر آن سيب از وى « 21 » حلالى « 22 » خواست . آن مرد گفت : بدان كه ما سه برادريم و از هرچه ازين باغ « 23 » بحاصل مىآيد ثلثى از آن « 24 » حصهء من است . و من در ثلث خود ترا « 25 » حلال كردم . پس او را مهمان داشت . و چون ديگر « 26 » روز شد « 27 » زاهد از مسكن برادرانش سؤال كرد . گفت : از اينجا تا به ديهى كه يك « 28 » برادرم آنجا باشد « 29 » پنج فرسنگ است و از آن موضع تا به ديهى ديگر كه برادر
هامش
( 1 ) مج : كرد
( 2 ) مج : شبهات ، بنياد : مهمات
( 3 ) متن و مپ 2 : بر وى
( 4 ) مپ 2 : چند
( 5 ) مپ 2 - هيچ
( 6 ) مپ 2 : جوى آب
( 7 ) مج - روى
( 8 ) مپ 2 - در روى آب
( 9 ) مج : سورت
( 10 ) مپ 2 - سيب
( 11 ) متن : خوراكى ، مج : خوارى
( 12 ) مپ 2 : كردى
( 13 ) مج : ميوه
( 14 ) متن و مپ 2 - آواز
( 15 ) مپ 2 : بر گريه
( 16 ) مج : آن + مرد مردان
( 17 ) مپ 2 - و چون . . . سر زنان
( 18 ) متن و مپ 2 : باغ
( 19 ) مپ 2 - بيرون
( 20 ) متن و مج + چون خداوند باغ را بديد
( 21 ) مج : از وى مر آن سيب را ، مپ 2 - از بهر آن سيب
( 22 ) مج : بحل
( 23 ) مپ 2 - باغ
( 24 ) مج - از آن
( 25 ) متن : در حصهء خود ثلثى ، مپ 2 : حصه خود ثلثى
( 26 ) مج - ديگر
( 27 ) مپ 2 - پس او . . . شد
( 28 ) مج : ديگر
( 29 ) مپ 2 : از اينجا تا آنجا كه برادرم آنجاست ، متن + پنج روز