ساخته شدن / 278 - حاضر و آماده شدن - لباس پوشيدن
زمن شدن به فتح اول و كسر دوم / 378 - زمينگير شدن
مبسوط شدن / 705 - پهن شدن
مستأنس شدن / 528 - آرام گرفتن
مستهلك شدن / 506 - نابود شدن
منطفى شدن / 484 - خاموش شدن
ممتنع شدن / 122 - 650 - مانع شدن
مطلق شدن / 640 - رها شدن
مطاع شدن / 51 - فرمانبردار شدن
متداخل شدن - داخل شدن
متقلد شدن به تشديد چهارم / 582 - عهدهدار شدن
مخلص شدن / 95 به تشديد سوم - آزاد شدن
مذهوب شدن / 576 - از دست رفتن
نفور شدن / 586 - گريزان شدن
فتوح شدن / 248 - گشايش پيدا شدن
بدرقه شدن / 237 - همراه شدن
فرو شدن - هلاك شدن ، از بين رفتن
باز شدن ( پيش كسى ) / 197 - به استقبال رفتن
بيرون شدن ( به تك - ) / 411 - به سرعت فرار كردن
قادر شدن ( بر كسى ) / 63 - 555 - پيروز شدن ، به دست آوردن
بيزار شدن ( از عهد و بيعت ) / 484 - پشيمان شدن از بيعت
به طيره شدن / 483 - آزرده شدن
تمام شدن ( بر كسى ) / 383 - از دست رفتن
تنگ شدن ( جهان بر كسى ) / 56 - به معنى
كوفته شدن ( از چيزى ) / 91 - 696 - دل شكسته شدن
جمع شدن ( با كسى ) 428 - كنايه از . . .
در خون جان شدن / 141 - قصد جان كسى را كردن
دريده شدن ( پرده ) 66 - به معنى
در تاب شدن / 82 - عصبانى شدن
دستگير شدن / 667 - از عالم دست و پا گرفتن است
صرف شدن ( از كسى ) / 271 - از دست كسى خارج شدن
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 828
مساهمون: سديد الدين محمد عوفى
ص٨٢٨