طاق شدن ( از ) / 656 - تنها شدن
جدا شدن ( عطسه - ) / 59 - به معنى
مشوش شدن ( وقت كسى - ) / 655 - - وقت
متأمل شدن ( از سخنى ) / 88 - به فكر فرو رفتن
متغير شدن ( دل كسى بر كسى ) / 556 - سوءظن و وسواس نسبت به كسى پيدا كردن
متوجه شدن / 265 - عنايت كردن
مستقيم شدن ( كار كسى ) / 51 - درست شدن
در پنجه شدن ( با - ) / 492 - گلاويز شدن
شدن ( در سر كار استبداد - ) / 708 - از بين رفتن ، مردن
مشغول كسى شدن / 621 - فريفته شدن
شكستن
برشكستن / 426 - امتناع كردن
توبه شكستن / 215 - به معنى
شناختن
حق شناختن / 184 - زحمت كسى را با بذل مال تلافى كردن
حق المعرفت شناختن / 701 - حق دوستى را به جاى آوردن
شناختن ( حق كسى بر خود ) / 586 - از عالم از عهدهء خجالت كسى برآمدن
شادروان / 25 - چادر
شارهاى لعل / 514 - شالهاى قرمز
شتابزدگى به سكون باء / 109 - عجله
شترزاد به كسر راء / 303 - شترى كه زاد و راحله را بر او حمل مىكنند
شحنگى / 382 - به معنى
شداد به كسر شين / 494 جمع شديد - به معنى
شربت آب به سكون تاء / 355 - يك - از عالم يك ليوان آب
شربتى آب / 559 - قدرى آب
شراع / 239 - بادبان كشتى
شغب با دو فتحه / 78 - آشوب
شغل خطير لطيف به كسر لام و راء / 548
شغل طغرا به كسر لام / 700 - طغرانويسى - طغرا
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 829
مساهمون: سديد الدين محمد عوفى
ص٨٢٩