زردهء سركش قلم به كسر شين / 465 - اسب سركش قلم
زرين ريخته به كسر نون / 95 - ريخته از زر ، ساخته از طلا
زر زبان به كسر راء / 576
زرهء داودى / 576
زمانهء راهزن به كسر هاء / 418
زمام الزام به كسر ميم / 30 - ريسمان اختيار
زمهرير / 576 - سرماى سخت
زندان چاه به كسر نون و تشديد راء / 336 - 347 - 353 - 354
زن حره به كسر نون و تشديد راء / 698 - زن آزاد مقابل كنيز
زندان خاك به كسر نون / 248 - گور
زندقه / 246 - الحاد ، كفر
زودسير به سكون دال / 83 - از عالم كم حوصله
زهومت به ضم اول / 14 - تعفن ، گند
زيج / 233 - محاسبهء نجومى
« س »
ساختن
التجا ساختن / 444 - پناه بردن
تزوير ساختن / 688 - به معنى
تعبيه ساختن / 506 - راه پيدا كردن ، حيله انديشيدن
تمام ساختن ( پر ) / 103 - به تمامى صاحب پر و بال شدن
حكم ساختن به فتح اول و دوم ( تيغ را ) / 534 - به معنى
طريق ساختن / 288 - راه يافتن ، راه درست كردن
در خشم ساختن ( خود را ) / 785 - تظاهر به خشم كردن
ستاندن
مزد ستاندن ( بر مهمان ) / 298 - در ازاى پذيرائى و مهماندارى مزد گرفتن
سآمت / 314 - دلتنگى
ساتر / 244 - 473 - پوشاننده
ساخط / 244 - خشمناك
ساده - ارزان ( جامهء ساده )