در گردن داشتن ( طوق عبوديت ) 225 - به معنى
ميل داشتن - كژى داشتن
ممكن داشتن به تشديد سوم / 710 - تمكين دادن ، قدرت دادن
مقرر داشتن / 271 - برقرار كردن
دشمن داشتن / 137 - نفرت داشتن
داشتن ( بر چيزى ) 288 - وادار كردن
نگاه داشتن ( بر پاى - ) / 188 - به معنى
تعزيت ايمان خود داشتن / 73 - از عالم فاتحه ايمان خود خواندن است
ياد داشتن / 527 - از بر دانستن
عنان كشيدهتر داشتن / 406 - كنايه از آهستهتر كردن است
معمور داشتن ( پيش راه - ) / 329 - از عالم جاده صاف كردن
برداشتن ( سر از تن ) / 488 - بريدن ، قطع كردن
برداشتن ( مصالح ) / 447 - مطرح كردن
برداشتن ( شراب ) / 560 - تعارف كردن
دريدن
پرده دريدن / 609 - بىآبرويى كردن
دويدن
دويدن ( قطرات آب از چشم ) / 54 - به منى
بر سر دويدن ( آتش غضب ) / 106 - مشتعل شدن ، كنايه از عصبانى شدن
ديدن
جهان روشن به كسى ديدن / 589 - از عالم جهان را به واسطهء وجود كسى روشن ديدن
دام اصطناع به كسر ميم / 71 - به منى
دامنگير به سكون نون / 348 - مانع
در به فتح اول و تشديد دوم / 347 - ريزش
در آبدار اشك به ضم اول و تشديد دوم كسر راى اول و دوم / 340
در طاعت و عبادت به ضم اول و تشديد و كسر راء / 657
درمنه به كسر اول / 433 - علف جاروب
دره به كسر اول و تشديد دوم / 82 - 680 - تازيانه
دراعه / 190 به ضم اول و تشديد دوم - جبه ، بالاپوش فراخ
در روز / 162 - همين روز
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 820
مساهمون: سديد الدين محمد عوفى
ص٨٢٠