تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 819

مساهمون:

ص٨١٩

« د »

دادن نان دادن / 295 - پذيرايى صداع دادن / 517 - دردسر دادن مالش دادن / 174 - تنبيه كردن دل دادن / 276 - خواستن مايل بودن ايقاد دادن / 688 - روشن كردن ، برافروختن ياد دادن / 66 - ياد آوردن حصار دادن / 456 - محاصره كردن رياضت دادن / 109 - تربيت كردن تن در دادن / 199 - موافقت كردن دست راست دادن / 659 - علامت پيمان بستن باشد تاب دادن ( دامن را ) / 576 - از عالم گريبان كسى را گرفتن به كرا دادن / 626 - كرايه دادن بيعت دادن / 148 - عوض و مابازائى كه حكام و سلاطين به رجالى كه با آنها بيعت مىكردند مىدادند تمويه دادن / 67 - نيرنگ ساختن تصميم دادن ( عزم را - ) / 309 - 455 - عملى كردن عرض دادن ( كسى را ) 363 - نشان دادن مجال دادن ( توقف را - ) / 200 - توقف كردن به غله دادن ( خانه - ) / 511 - خانه را در برابر مقدارى غله اجاره دادن يارى دادن ( كيسهء كسى ) / 110 - از عالم بودجه كسى اقتضا كردن داشتن استبرا داشتن / 598 - برائت ذمه خواستن بازداشتن / 484 - 689 - نگه داشتن ، توقيف كردن برقرار داشتن / 137 - نگه داشتن پوشيده داشتن / 684 - پنهان كردن دست داشتن / 384 - رها كردن رونق داشتن ( زبان ) 67 - چرب زبانى كردن ساخته داشتن ( گرگ با ميش ) / 535 - سازگارى كردن