سوم آنكه ، آنچه ازين نوع به تو خواهد رسيد خاك بوده است و خاك خواهد شد و كلّ الذى فوق التراب تراب .
پيغمبر ازين اشارت نصيحت وى قبول كرد و گفت : چون من بندهاى پيغامبر باشم دوستتر از آن « 1 » دارم كه پيغامبرى پادشاه « 2 » . رضوان آن صندوقچه برداشت و به جايگاه خود باز « 3 » برد . جبرئيل عليه السلام گفت : يا محمد ؛ اين ملك و توانگرى مراتباع ترا ارزانى خواهد بود « 4 » ، و اگر تو « 5 » قبول كردى درويشان امت تو غمناك بودندى ، « 6 » كه « 7 » خرسندى ايشان بدان خواهد بود كه در مقام فقر خود را متابع تو يابند . و توانگران « 8 » امت تو در طلب بيشى تا « 9 » به حدى شدندى كه از حلاوت طاعت و عز قناعت محروم ماندندى . راوى مىگويد كه : بعد از آن مهتر عليه السلام هرگز طعام ، تكيه زده « 10 » نخوردى و گفتى : من بندهام ، نان چنان خورم كه بندگان خورند . و كمال تواضع او تا بهحدى رسيد كه « 11 » بلال و هلال را بديدى از ايشان دعاى خير « 12 » خواستى و گفتى « 13 » اذكرونا فى دعائكم بيت
آنكس كه جهان به پشت پايى مىزد * دوش آمده بد در گدايى مىزد
از وقت نماز شام تا گاه سحر * صد نعره ز بهر آشنايى مىزد
[ خواب ديدن امير اسماعيل سامانى حضرت رسول ص را كه فرمود چون يكى از علماى امت ما را عزيز داشتى سلطنت در فرزندان تو باقى مىماند ]
حكايت ( 2 ) آوردهاند كه امير اسماعيل « 14 » احمد سامانى پادشاه « 15 » خراسان بود و برادر بزرگتر او امير اسحاق بود و پيوسته در خدمت او بودى . « 16 » روزى يكى از علماى آنجا « 17 » به نزديك وى به مهمى آمد .
هامش
( 1 ) بنياد - از آن .
( 2 ) مپ 2 : پادشاهى دنيا ، بنياد : پيغام بر پادشاه برم .
( 3 ) مپ 2 : و باز جاى .
( 4 ) مپ 2 - اين ملك و توانگرى . . . . بود و .
( 5 ) مپ 2 + اين را .
( 6 ) مپ 2 : شدندى .
( 7 ) مپ 2 : و .
( 8 ) متن و مپ 2 :
توانگرى .
( 9 ) بنياد - تا .
( 10 ) بنياد : كرده
( 11 ) مپ 2 + چون .
( 12 ) بنياد : آخرت .
( 13 ) متن + اذا
( 14 ) بنياد - اسماعيل .
( 15 ) مپ 2 : حاكم .
( 16 ) بنياد : بود .
( 17 ) مپ 2 - آنجا ، بنياد : بخارا