اين رقعه بخواندم آن بلا بر دل من سهل شد و آن رنج بر من آسان گشت و خداى عزوجل به مدد قوت « 1 » صبر مرا از آن بليت خلاص داد .
[ چگونه ارمياى نبى به حكم بارى تعالى از شام براى دانيال نبى كه در فارس محبوس بود طعام برد ]
حكايت ( 2 ) در تفسير آوردهاند كه در آن وقت كه بخت النصر « 2 » در ولايت شام استيلا يافت و اموال ايشان « 3 » به غارت برد و دانيال پيغمبر را عليه السلام « 4 » بگرفت و با خود به پارس آورد و آنگاه خواست كه او را به سختترين عقوبتى هلاك كند بفرمود « 5 » تا چاهى عميق بكندند و دو شير « 6 » را در آن چاه انداختند « 7 » و آنگاه دانيال عليه السلام را « 8 » با ايشان در آن چاه محبوس گردانيد و چون دانيال عليه السلام آن بديد « 9 » به صبر تمسك نمود و اعتماد بر عون و عصمت آفريدگار كرد . شيران « 10 » او را تعرض نرسانيدند و در پيش او به خدمت و « 11 » حرمت بايستادند « 12 » و چون در آن چاه محبوس بود « 13 » نفس انسانى متقاضى طعام و شراب شد و موكل بىمحاباى گرسنگى « 14 » او را زحمت دادن گرفت . آفريدگار عالم جل جلاله « 15 » وحى فرستاد به ارمياى پيغمبر « 16 » و او ساكن شام بود تا به جهت دانيال عليه السلام طعام و شراب « 17 » مهيا گرداند « 18 » . ارميا متعجب شد و گفت : الهى من در شام « 19 » و او در عراق و ميان من و او مسافت بسيارست « 20 » خطاب آمد كه آنچه ترا فرمان داديم مهيا
هامش
( 1 ) مپ 2 - قوت
( 2 ) مج : بخت نصر
( 3 ) متن + را
( 4 ) مج - عليه السلام را ، متن + به غارت
( 5 ) مج - بفرمود
( 6 ) مج + شرزه گرسنه
( 7 ) مپ 2 : كردند
( 8 ) متن و مپ 2 - را
( 9 ) مج - آن بديد
( 10 ) مپ 2 + البته
( 11 ) مپ 2 : پيشخدمت او به ، مج - خدمت و
( 12 ) مج :
بنشستند
( 13 ) مج : بماندند
( 14 ) مپ 2 : و موكل گرسنگى بىمحابا
( 15 ) مج : آفريدگار تبارك و تعالى
( 16 ) مج + عليه السلام
( 17 ) مپ 2 - و شراب
( 18 ) مپ 2 : كرد
( 19 ) مج : شامم
( 20 ) مج : بعيد در ميانست