و هركس كه افعال و اقوال او « 1 » به زينت لطف و كرم حاوى بود و از سمت جور و ستم خالى طوق ولاى او « 2 » در گردن عالميان و شوق هواى او در جان آدميان باشد چنانكه ذات بىنظير صاحب اجل كبير ، آصف رأى بزرجمهر تدبير ، ماه « 3 » رأى مهر ضمير ، سلطان شكار قلعهگير ، نظام الملك ، قوام الدولة و الدّين ، ملك ملوك الوزرا ضاعف « 4 » اللّه جلاله است . صاحبى كه لطف او آب آب مىبرد و حلمش خاك را به قدم آز « 5 » مىسپرد .
بيت « 6 »
آن صاحب ستوده كه دام فضاى عرش * شهباز قدر و جاه و را آشيان سزد
عادل نظام ملك محمد كه دهر را * معمار رأى قاهر او قهرمان سزد
صدر بزرجمهر كفايت كه بر درش * دربان و پردهدار چو نوشين روان سزد
مر قصر قدر رأى ورا « 7 » دولت جوان * هندوى تير « 8 » قد زحل پاسبان سزد
برجيس كو بسعد جهان راست ميزبان * در منزل سعادت او ميهمان سزد
مريخ كوست شعلهاى از نار خشم او * در روز حشر بر سر رمحش « 9 » سنان سزد
هامش
( 1 ) متن - او
( 2 ) متن و مپ 2 : طرف والاى
( 3 ) متن - ماه
( 4 ) مج : مد
( 5 ) مج : خاك را تقدم از راه
( 6 ) مپ 2 : قطعه ، مج و بنيار : نظم
( 7 ) متن : قصد او را از ، مج : قدر او را از
( 8 ) متن و مج و بنياد : پير
( 9 ) متن و مپ 2 : زخمش