با اين جانى « 1 » چه بايد كرد ! آن خاصگى با آن مجرم بد بود ، گفت : اگر من پادشاه باشم « 2 » ، بفرمايم تا او را به سختترين عقوبتى هلاك كنند . ملك گفت :
چون تو من نيستى كردار من « 3 » خلاف كردار تو بايد كه باشد « 4 » . آن مجرم را عفو كرد و بنواخت و تشريف داد ، و ملوك عجم آن لطف از وى بپسنديدند و نبشتند و در خز اين خود نهادند « 5 » . و فايدهء اين حكايت آنست كه ملوك در اقامت سياست بايد كه به اشارت خواص و ندما گوش ندارند زيرا كه دلهاى ايشان محل نظر رحمت الهى است و آنچه كنند چون « 6 » به مدد الهام « 7 » الهى بود صلاح خلايق در آن باشد .
[ سماحت ابو حنيفه با همسايهء شرابخوار و بربط زن ]
حكايت ( 8 ) نسفى در كتاب عيون الاخبار آورده است كه در جوار امام « 8 » ابو حنيفه رضى اللّه عنه « 9 » مردى بود « 10 » كه هرشب شراب « 11 » خوردى و بربط زدى و برين بيت سماع كردى
اضاعونى و اىّ فتى اضاعوا « 12 » * ليوم « 13 » كريهة و سداد ثغر
و امام اعظم « 14 » شبها به عبادت مشغول بودى « 15 » يا بتفكّر « 16 » و استخراج مسايل « 17 » ، و خاطر او ازين پريشان گشتى « 18 » . تا شبى دو ، آواز اين همسايه نشنيد « 19 » ، پرسيد كه آن همسايهء ما مگر غايب شده است ؟ گفتند « 20 » نى « 21 » شبى بيگاه « 22 » در بازار
هامش
( 1 ) مپ 2 : اينرا
( 2 ) متن : من باشم به جاه پادشاه ، مج : من باشم به جاى پادشاه
( 3 ) متن - كردار من ،
( 4 ) مپ 2 : بايد كرد ،
( 5 ) مپ 2 - و بنشستند و در خزاين خود نهادند
( 6 ) مپ 2 - چون
( 7 ) مج - الهام
( 8 ) مپ 2 + اعظم ، بنياد - امام
( 9 ) بنياد - رضى اللّه عنه
( 10 ) مج و بنياد + مفسد
( 11 ) مپ 2 : خمر
( 12 ) متن : اضاع
( 13 ) متن : اليوم
( 14 ) متن - و امام اعظم ، بنياد : و حنيفه
( 15 ) مپ 2 : مىپود
( 16 ) متن : به فكر
( 17 ) مپ 2 - يا به تفكر و استخراج مسايل
( 18 ) متن - گشتى ، مپ 2 : مىبود
( 19 ) مپ 2 : مگر شب آواز او نشنيد
( 20 ) متن : گفت
( 21 ) متن : دى ، مپ 2 - نى
( 22 ) متن و مپ 2 : شبانگاه