جواب فرستاد « 1 » كه اين فيض را با وكيل ما سابقهء « 2 » معرفتى نبوده « 3 » است ، محض كرم و مروت او [ را ] برين مىدارد « 4 » كه مال او قبول مىكند « 5 » ، ما برين مكرمت از فيض سزاوارتريم خط به دو رسان و محبوس را اطلاق كن « 6 » . كرد و به يك لطف و حسن اعتقاد كه در حق مظومى نمود « 7 » آن محبوس مطلق شد « 8 » و آن مكرمت از وى يادگار ماند تا عالميان را معلوم گردد كه نيكويى « 9 » هرگز ضايع نگردد چنانكه حق تعالى مىفرمايد ؛
إِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ
.
[ عزت و آبروى احمد ابو خالد كاتب نزد عبد اللّه سليمان وهب كه وزير خليفه بود ]
حكايت « 10 » ( 4 ) عبد اللّه بن سليمان وهب « 11 » مىگويد كه « 12 » : در خدمت پدر خود بودم در ديوان خراج « 13 » ، و پدرم در آن وقت وزير بود . احمد ابو خالد كاتب « 14 » درآمد ، پدر من در پيش او برخاست و او را بر صدر بنشاند ، و به دو مشغول مىبود و در هيچ كار خوض نكرد تا او برخاست . پدرم « 15 » پاى برهنه تا به در سراى تشيع او « 16 » واجب داشت . الحق « 17 » اين كرامت را « 18 » من در حق او بغايت عظيم شمردم و « 19 » حاضران پدرم « 20 » را از « 21 » آن معنى « 22 » انكار كردند چه رسم وزرا آن بود كه در مسند وزارت كس را برنخاستندى . پدرم انكار من « 23 » بديد ، چون مجلس خالى شد گفت : اى فرزند « 24 »
هامش
( 1 ) مج : مادر جعفر بر پشت آن نوشته تحرير فرمود
( 2 ) بنياد + نبوده است و
( 3 ) بنياد : و معرفتى و مصرفتى نداشته
( 4 ) بنياد : محض كرم و مروت برين مىشود
( 5 ) بنياد + و او را خلاص گرداند ، مج - محض كرم و مروت او . . . قبول مىكند
( 6 ) متن - او را برين مىدارد كه . . . اطلاق كن
( 7 ) مج : نمودهاند ، بنياد : شد
( 8 ) مپ 2 : از حبس خلاص يافت ، بنياد - آن محبوس مطلق شد
( 9 ) متن + را
( 10 ) مپ 2 + آوردهاند كه
( 11 ) مج : عبد اللّه سليمان
( 12 ) مپ 2 :
حكايت كرد
( 13 ) متن : خرج
( 14 ) متن - ابو خالد كاتب ، مپ 2 : ابى خالد كاتب
( 15 ) مج - او را بر صدر بنشاند . . . برخاست پدرم
( 16 ) مپ 2 + را
( 17 ) مج - الحق
( 18 ) متن و بنياد - را
( 19 ) مپ 2 - الحق اين . . . شمردم و
( 20 ) متن - را
( 21 ) مج و بنياد - پدرم را از
( 22 ) مج و بنياد + را
( 23 ) متن - من
( 24 ) متن - اى فرزند