مىرسد تا به يك بار « 1 » غضب بر وى مستولى شد و سوگند خورد به طلاق كه اين پالوده را « 2 » نخورد و به هيچكس از اهل ديه ندهد مگر كه غريبان « 3 » .
چون پالوده برسيد به مسجد آوردم كه توطن « 4 » غربا در « 5 » مسجد باشد . همچنين گرم بخوريد تا ميان ايشان مفارقت نيفتد . و اگر شما از خوردن امتناع مىكرديد من به تكليف شما را به تناول « 6 » آن داشتمى . چون كنيزك بازگشت شيخ روى به من آورد و گفت : كه صدق توكل تو را « 7 » معلوم شد كه چون بنده بر حق توكل كرد و كار بر وى دشوار شد « 8 » حق تعالى « 9 » درهاى رحمت بر وى گشاده كند « 10 » .
بيت
اگرت « 11 » سينه جراحت شود از زخم سپهر * لطف حق باشد درمان دل خستهء تو
ور تو درمانى درمان ز درش خواه از آنك * بگشايد كرمش كار فروبستهء تو
[ التزام منجمان در درگاه محمود براى تشريفات پادشاهى بود نه استفاده از ايشان ]
حكايت ( 4 ) گويند در خدمت سلطان محمود رحمه اللّه « 12 » چند « 13 » تن « 14 » بودند از منجمان معروف كه در معرفت درج و دقايق « 15 » حساب نجوم « 16 » و زيج و استخراج احكام در آن « 17 » ايام نظير خود « 18 » نداشتند و پيوسته در سلك « 19 » خدمت او « 20 » مرتب « 21 » بودندى اما سلطان هرگز با ايشان مشورت نكردى .
وقتى يكى از ندما كه در خدمت او گستاخ بود « 22 » از سلطان سؤال كرد « 23 » كه
هامش
( 1 ) مج : يكبارى
( 2 ) مج + او
( 3 ) مج : مگر غربا
( 4 ) متن و مپ 2 و بنياد : وطن
( 5 ) بنياد - در
( 6 ) مپ 2 : بر
( 7 ) متن - را
( 8 ) متن :
شد
( 9 ) مج : اكرم الاكرمين و ارحم الراحمين
( 10 ) مج : بگشاد و مرادات محصل گرداند
( 11 ) مپ 2 : گر
( 12 ) متن : رضى اللّه عنه ، مج + عليه ، بنياد - رحمه اللّه
( 13 ) متن - چند
( 14 ) مپ 2 : كس
( 15 ) مپ 2 - درج و دقايق ، مج و بنياد + و
( 16 ) متن و مج و بنياد - نجوم
( 17 ) مپ 2 - آن
( 18 ) مپ 2 - خود
( 19 ) متن : ملك و
( 20 ) متن : و ، مپ 2 و بنياد - او
( 21 ) متن : تربيت
( 22 ) متن : بودند گستاخ ، مپ 2 - گستاخ بود
( 23 ) متن : كردند