چندين منجمان استاد « 1 » كه در خدمت مرتباند چگونه است كه « 2 » پادشاه ازيشان هيچ نمىپرسد « 3 » ؟ فرمود « 4 » : كه « 5 » منجمان « 6 » براى آيين « 7 » ملك باشد « 8 » كه در مملكت همهچيزها « 9 » به كار آيد . اما بناى كار من بر « 10 » دو چيز است ؛ اول توكل به « 11 » خداى عز و جل ، دوم « 12 » فتواى ايمهء دين و كاملان « 13 » مخلص و عاقلان كامل « 14 » . لاجرم چون بناى كارها بر توكل و تسليم « 15 » مىنهاد جهان در قبضهء اقتدار او آمد و در اقطار و ارباع گيتى نفاذ يافت .
[ مقام زاهدى در توكل و پاسخى كه به دوست خود داد ]
حكايت ( 5 ) آوردهاند كه وقتى مردى به يكى « 16 » از زهاد زمانه كه « 17 » در حجرهء قناعت متوارى بود « 18 » رقعهاى نوشت و در آنجا ياد كرد كه شنيدهام كه آن دوست پيوسته به عبادت مشغول شده است « 19 » و ترك كسب و حرفت كرده « 20 » از « 21 » مخالطت مردمان مجانبت « 22 » نموده و دل اين دوست به حال او نگران مىباشد « 23 » كه تا قوت او از « 24 » كجا مهيّا گردد « 25 » . زاهد جواب نوشت كه اين چه نادانى است كه تو مىكنى « 26 » ؟ پس از آنكه دانستى كه به خدمت آفريدگار مشغولم « 27 » آنگاه از سبب روزى من سؤال كردى « 28 » .
و چه مى « 29 » پندارى كه رزّاق بر اطلاق مرا هرگز ضايع نگذارد .
هامش
( 1 ) متن : گستاخ
( 2 ) مپ 2 + هرگز
( 3 ) مپ 2 : سؤالى نمىفرمايد
( 4 ) متن : پس بفرمود ، مج و بنياد : جواب فرمود
( 5 ) مج و بنياد + اين
( 6 ) مج و بنياد + كه مىبينى
( 7 ) مج : آنست ، بنياد : اين
( 8 ) مج - ملك باشد ، بنياد : باشند
( 9 ) مج - ها
( 10 ) متن - بر
( 11 ) مپ 2 و مج : بر
( 12 ) مپ 2 + بر
( 13 ) مپ 2 : به كاملان
( 14 ) مپ 2 - و عاقلان كامل ، مج : دوم فتوى مفتيان كامل و راى مخلصان عاقل
( 15 ) مپ 2 :
بر اين جمله
( 16 ) متن و مپ 2 : وقتى يكى
( 17 ) مپ 2 - كه
( 18 ) مپ + دوستى
( 19 ) مج : مشغول است
( 20 ) مج : گرفته است
( 21 ) متن : او را
( 22 ) متن : محامرت ، مپ 2 : مكابرت
( 23 ) مپ 2 : نگران است
( 24 ) مج - از
( 25 ) مج : ميرسد + و اسباب او چگونه مهيا مىگردد .
( 26 ) مج - كه تو مىكنى
( 27 ) متن - مشغولم مج : جهان مشغولم
( 28 ) مج : مىكنى
( 29 ) مپ 2 - مى