هيچچيز نيست و بر من توكل كن كه بازگشت تو « 1 » به « 2 » من خواهد بود .
چون امير عادل اين حديث از آن امام استماع كرد آن را « 3 » به سمع قبول اصغا فرمود و « 4 » بناى كارهاى خود بر آن نهاد و همواره نصرت « 5 » در نماز شب طلبيدى و پيروزى « 6 » در آن دانستى تا آنگاه كه سلطان محمود ماضى « 7 » دررسيد و مخايل « 8 » سعادت در وى پديد آمد « 9 » . او را به نزديك آن عالم فرستاد . باز همان « 10 » خبر « 11 » با « 12 » وى روايت كرد ، و سلطان محمود آن را از وى قبول كرد و مقتداى خود ساخت تا آنروز « 13 » كه ديگر روز با خان تركستان مصاف خواست كرد بر در بلخ . نيمشب برخواست و آب گرم طلبيد نيافت و به آب سرد غسل آورد « 14 » و آنشب برف مىباريد و نفس در هواى از سردى مىفسرد « 15 » و چون « 16 » غسل كرد به سر سجاده آمد و تا به روز به نماز مشغول شد « 17 » . او را گفتند : كه فردا كارزار مىبايد كرد امشب « 18 » خود را آسوده دار . گفت : مرا امشب كار مىبايد كرد باقى « 19 » فردا كار خدايست ، به دست من هيچ نيست . و بر سر سجاده بود تا آنگاه كه روز روشن شد « 20 » و فرض نماز بامداد بگذارد و روى سوى آسمان كرد و گفت : الهى از ما دو فريق « 21 » هركس « 22 » كه « 23 » بندگان ترا « 24 » بهتر « 25 » خواهد بود « 26 » او را نصرت ده . چون ازين مناجات
هامش
( 1 ) مپ 2 : همه
( 2 ) متن : بر
( 3 ) متن : اثر آن
( 4 ) مپ 2 - آن را به سمع . . . فرمود و
( 5 ) مج و بنياد را
( 6 ) مج و بنياد + خود
( 7 ) مج - ماضى
( 8 ) مپ 2 : محاسن
( 9 ) مج : در وى بديد
( 10 ) مج : تا همين
( 11 ) مپ 2 : حديث
( 12 ) مپ 2 : به
( 13 ) مج : شب
( 14 ) متن - بر در بلخ . . . سرد غسل آورد
( 15 ) مج : بيفشرد ، مپ 2 - و نفس در . . . فسرد
( 16 ) متن و مج + به آب سرد
( 17 ) مپ 2 و مج : بود
( 18 ) مپ 2 - امشب
( 19 ) متن - امشب خود . . . مىبايد كرد باقى
( 20 ) مپ 2 - و بر سر سجاده . . .
شد
( 21 ) سه نسخه + از ، حذف آن به قياس است
( 22 ) مپ 2 - هركس
( 23 ) متن و مپ 2 ترا
( 24 ) متن - ترا ، مپ 2 : بندگانيم و
( 25 ) مپ 2 : بتر
( 26 ) مج و بنياد : آمد