أجملوا « 1 » فى الطلب . اما اگر مرد طالب از مشرب قناعت آب صفا چشيد « 2 » و « 3 » بر مايدهء كرامت نشست « 4 » در تو غلّ هضبات توكل به قدم يقين مسارعت نموده باشد .
بيت
نپذيرد ز كس حوالت رزق * كه ضماندار رزق يزدانست
مور را روزى از سليمان نيست * كه ز روزىده سليمانست « 5 »
و حقيقت توكل آنست كه از نظر اغيار « 6 » مصون و مسلّم باشد چنان كه در حكايت آوردهاند :
[ مردى كه پنجاه بار راه كعبه را به قدم توكل پيمود ]
حكايت ( 1 ) وقتى يكى از مشايخ طريقت بر سبيل تجريد و توكل قدم در باديه نهاد و بىزاد و راحله در صحبت قافله احرام حج بيت اللّه بست .
روزى به « 7 » خود نگريست « 8 » و گفت : اينت قوىدل مردى كه منم « 9 » ، در توكل قدم ثابت دارم و بىزاد و راحله سفر باديه درپيش گرفتهام « 10 » و باعتماد « 11 » دوست روى به خانهء او « 12 » آوردهام . چون اين « 13 » خاطر « 14 » در ضمير او بگشت و اين انديشه در ساحت سينهء او گذرى كرد « 15 » مردى بود در پهلوى او نشسته و توبرهء چهاربندى در پيش خود نهاده ، آن مرد روى به دو كرد « 16 » كه اى خواجه عزم كجا دارى ؟ گفت : عزم مكه . گفت : زاد و راحلهء تو كجاست ؟ گفت :
بر حقّ توكل كردهام و بر اعتماد وى « 17 » قدم در راه نهاده . گفت : اى بيچاره ؛ تو گمان مىبرى كه از جملهء متوكلانى ؟ غلط كردهاى . و هرگاه كه بىزاد و پياده روى به باديه نهى و در صحبت قافله روى هر متمول و صاحب ثروت
هامش
( 1 ) مج : اجملو
( 2 ) مپ 2 : چشيده ، مج : چشد
( 3 ) مج - و
( 4 ) مج : نشيند ، مپ 2 : نشسته ، متن و مپ 2 + و
( 5 ) متن : كه روزىده خالق سليمان است ، مپ 2 : كه روزىده رزق يزدانست
( 6 ) متن و مپ 2 - اغيار
( 7 ) مپ 2 : در
( 8 ) مج : فرونگريست
( 9 ) مپ 2 و بنياد + كه
( 10 ) متن و مپ 2 : دارم
( 11 ) بنياد داشت
( 12 ) متن و مپ 2 - او
( 13 ) متن : از
( 14 ) مپ 2 - خاطر
( 15 ) مپ 2 و بنياد - و اين انديشه . . . كرد ، مج - و گفت اينت قوىدل . . . گذرى كرد .
( 16 ) مپ 2 : آورد
( 17 ) مج و بنياد : و بر اعتقاد + ان اللّه هو الرزاق ذو القوة المتين