ادب كنم تا بعد ازين نوع بىادبى نكند و ديگر بىادبان را عبرت بود كه « 1 » با فرزندان امير المؤمنين اغماض نمىرود « 2 » و ايشان به جاى خود « 3 » نشينند « 4 » . ابو جعفر او را محمد فرمود و از او « 5 » عذر خواست .
[ چهگونه هارون ميزان علاقه امين و مأمون به خود را به زبيده اثبات كرد ]
حكايت ( 18 ) آوردهاند كه وقتى زبيده در خدمت امير المؤمنين هارون الرشيد درآمد و دلماندگى كرد و نوميدى نمود « 6 » و گفت « 7 » : مأمون را از امين دوستر مىدارى و « 8 » جانب او بيشتر رعايت مىفرمايى . هارون « 9 » گفت : زيرا كه « 10 » هر دو را امتحان كردم و آنچه از مأمون مشاهده مىافتد آن « 11 » جمله مستدعى زيادت « 12 » تربيت ما مىباشد در حقّ وى . و اگر خواهى كه مرا معذور بدارى « 13 » تو اين ساعت « 14 » هردو را امتحان كن « 15 » . پس دو خادم خردمند را بخواندند « 16 » و يكى را به نزديك محمد امين فرستادند « 17 » و يكى را به نزديك مأمون . و گفت « 18 » : به خدمت ايشان تقرّب طلبيد و « 19 » ساعتى « 20 » منادمت كنيد و سخنان به مراد ايشان تقرير كنيد « 21 » ، پس بگوييد كه چون نوبت خلافت به تو رسد در حق من چه انعام خواهى فرمود « 22 » . هر جوابى كه « 23 » ايشان گويند « 24 » براستى بازرانيد . پس آن خادم كه به نزديك محمد « 25 » امين رفته بود چون او را بديد « 26 » خدمت كرد و از هر نوع مباسطت
هامش
( 1 ) متن - كه
( 2 ) متن - نمى
( 3 ) متن : به خود
( 4 ) مپ 2 و بنياد - كه با فرزندان . . . خود نشينند
( 5 ) متن و مج : و از اقارب و عشاير خود
( 6 ) مپ 2 - و نوميدى نمود ، مج : نموده
( 7 ) مج + تو
( 8 ) مپ + در
( 9 ) مج : رشيد
( 10 ) مپ 2 : من : مج + من
( 11 ) متن : از ، مپ 2 - آن
( 12 ) بنياد : زيادتى
( 13 ) مپ 2 - كه مرا معذور بدارى
( 14 ) مپ 2 : اين ساعت تو ، مج : بدارى اين ساعت
( 15 ) مج : بايد كرد .
( 16 ) متن و مپ 2 : بخواند
( 17 ) مج : فرستاد
( 18 ) متن و مپ 2 : و گفتند
( 19 ) مپ 2 - به خدمت ايشان تقرب طلبيد و
( 20 ) مپ 2 + با ايشان
( 21 ) مپ 2 - و سخنان . . . تقرير كنيد
( 22 ) مپ 2 : فرمايى + و چه كنى
( 23 ) مپ 2 و مج : هرچه
( 24 ) مپ 2 + جواب آن
( 25 ) مج - محمد
( 26 ) متن و مپ 2 - بديد