نمود « 1 » و از « 2 » ين باب « 3 » سخن گفت . محمد امين گفت : من در حق تو بسيار انعام فرمايم « 4 » و ترا از جملهء خواص « 5 » به عزّ نظر و « 6 » تربيت مخصوص دارم « 7 » . و آن خادم ديگر چون با مأمون « 8 » سخن بگفت دويتى « 9 » بود در پيش مأمون « 10 » ، آن دوات « 11 » را در ربود و به سوى خادم انداخت و گفت : اى نابكار ؛ تو از من چيزى « 12 » التماس نمودى « 13 » كه آن به وفات امير المؤمنين تعلق « 14 » دارد ، و من اميد مى « 15 » دارم كه جان خود « 16 » در پيش رايت امير المؤمنين « 17 » بذل كنم ، و مرا بيرون « 18 » از دولت « 19 » حيات او زندگى به چه كار آيد .
هردو « 20 » خادمان « 21 » بازگشتند و آنچه شنيده بودند تقرير كردند . هارون گفت : معلوم شد در آنچه ما محمد « 22 » را تقديم نمودهايم « 23 » طريق خرد « 24 » فروگذاشتهايم « 25 » ، دانى كه « 26 » اين « 27 » براى « 28 » موافقت و « 29 » هواى رأى « 30 » تو « 31 » بوده است . زبيده را « 32 » ازين معنى شرم داشت « 33 » و بيش از آن در پيش امير المؤمنين در آن باب مفاوضت نپيوست و پس از آن خود اثر « 34 » رضا و سخط امير المؤمنين در هر دو ظاهر شد ، چنانكه تواريخ به ذكر آن
هامش
( 1 ) مج : پيش آورد
( 2 ) مج - از
( 3 ) مج - باب
( 4 ) مپ 2 : انعام بسيار فرمايم ،
( 5 ) مپ 2 - از جملهء خواص
( 6 ) مپ 2 : و نظر
( 7 ) مپ 2 : گردانم
( 8 ) مج + اين
( 9 ) مپ 2 و مج و بنياد : دواتى
( 10 ) مپ 2 : دواتى در پيش مأمون بود ، مج + نهاده
( 11 ) مپ 2 - دوات
( 12 ) مج : از من چه چيز
( 13 ) مج : مىكنى
( 14 ) مپ 2 : كه تعلق به وفات امير المؤمنين
( 15 ) مپ 2 و مج - مى
( 16 ) مج + را
( 17 ) مپ 2 : او
( 18 ) مج : بعد
( 19 ) مپ 2 + و
( 20 ) مپ 2 : پس
( 21 ) مج : خادم
( 22 ) متن : مأمون
( 23 ) مپ 2 : كه آنچه مأمون تقديم نموده است
( 24 ) مج و بنياد : خرم
( 25 ) متن : نگذاشتهايم ، بنياد :
فرو نگذاشتهايم ، مپ 2 : از طريق خردست
( 26 ) مپ 2 و مج : و
( 27 ) مج : از
( 28 ) مپ 2 : از
( 29 ) مپ 2 - و
( 30 ) مپ 2 : هواى و راى ، مج : هوادارى
( 31 ) مپ 2 : ما ، بنياد - راى تو
( 32 ) مپ 2 و مج و بنياد - را
( 33 ) مج : شرمنده گشت ، شرمزده گشت
( 34 ) متن و مپ 2 : را به ، بنياد - خود اثر