بود « 1 » . ابو العبّاس كودك بود از پيش او برخاست و فرو آمد خادمى بر - در « 2 » سراى « 3 » باشهاى « 4 » در دست داشت ، امير ابو العبّاس آن را از وى بستد و بر دست نشاند و درين ميان آب دهان بينداخت . چون به نزديك ابو عبد اللّه آمد او را ملامت كرد و تهديد نمود و گفت « 5 » : اگر نه آنستى كه تو هنوز خردى و اين « 6 » ادب نياموخته ترا مالش دادمى . تو پادشاهزاده باشى و بى ادبى كنى « 7 » ! روا بود كه شاه جانوران و مونس دست « 8 » شاهان بر دست تو بود و تو آب دهان برون « 9 » اندازى و در روى او بىادبى كنى ؟ پس آن خادم را كه باشه بر دست داشت بخواند و به چوب او را ادب كرد و گفت : شما پادشاهزادگان را چنين ادب مىآموزيد ! و چون امير فخر الدّوله اين معنى بشنيد « 10 » اديب را تشريف « 11 » خوب داد و آن را از وى بپسنديد « 12 » .
[ رهائى مردى از بزرگان بنى اميه به بركت خويشتندارى و وقتشناسى از حبس و مصادرهء هارون ]
حكايت ( 4 ) منارة بن عدنان « 13 » مىگويد « 14 » كه منهيان به خدمت امير المؤمنين هارون الرشيد انها كردند كه در دمشق از بقاياى بنى اميّه مردى است خداوند جاه و دستگاه ، مال « 15 » بىنهايت دارد « 16 » و حرمت بكمال « 17 » و اسباب بسيار « 18 » و ضياع و عقار بىشمار و فرزندان و موالى « 19 » او « 20 » هرسال به غزو روم روند « 21 » و استعداد و « 22 » لشكرى « 23 » تمام دارد . « 24 » هارون -
هامش
( 1 ) مج : بديده بود + امير
( 2 ) مج : در ميان
( 3 ) متن - پادشاه از آنجا پديد بود . . . خادمى بر در سراى
( 4 ) متن : باز
( 5 ) مج - و گفت
( 6 ) مپ 2 - اين
( 7 ) متن - كنى ، مج : و به اداب ايشان متأدب نشوى
( 8 ) مپ 2 و مج : دل
( 9 ) متن : بر وى ، مپ 2 و مج - برون ، تصحيح متن قياسى است .
( 10 ) مج : فخر الدوله را اين معنى تنبيه شد
( 11 ) مج : تشريفى
( 12 ) نسخه بنياد فاقد اين حكايت است .
( 13 ) مج - مناره بن عدنان
( 14 ) مج : آوردهاند
( 15 ) متن : مالى
( 16 ) متن و بنياد - دارد
( 17 ) متن و بنياد + دارد ، مج : بر كمال ، مپ 2 - و حرمت بكمال
( 18 ) مپ 2 - و اسباب بسيار
( 19 ) مپ 2 + بسيار دارد
( 20 ) متن و بنياد : و
( 21 ) متن و مج و بنياد + و در ترتيب سلاح
( 22 ) متن و مج و بنياد - و
( 23 ) مج + تنوق بسيار
( 24 ) مج : تنوق بسيار واجب بينند