بيت
صاحب عادل نظام الملك عالى اقتدار * كز جلال او رخ اقبال گلگون مىرود
آب گوهر مىرود از لفظ او اندر جهان * هم بنوعى ديگر آب درّ مكنون مىرود « 1 »
سايل از بذل كفش مسرور [ و ] خرّم مىشود * بحر از رشك كفش بىطبع و مجنون مىرود
جاودان در مسند اقبال بادا شاد از آنك * طاير فضل از جلال او همايون مىرود
هامش
( 1 ) مج +كمترين فيضى است از بحر كفش اندر زمين * قلزم و نيل فرات و سند و سيحون مىرود